X
تبلیغات
کتاب قانون

کتاب قانون

دعوتنامه همایش تخصصی جنگ نرم مشهد

رونمایی از نرم افزار جامع چند رسانه ای جنگ نرم 

مدیریت محترم ، اساتید ارجمند و پژوهشگران و دانشجویان گرامی ،

با اهدای سلام و تحیات
احتراماً ، بدینوسیله از جنابعالی جهت حضور در همایش تخصصی جنگ نرم و رونمایی از نرم افزار چند رسانه ای جنگ نرم که با حمایت اداره کل تبلیغات اسلامی خراسان رضوی دعوت بعمل می آید.
مقدم شما را در سالن اجتماعات اداره کل سازمان تبلیغات خراسان رضوی گرامی می داریم.    حضور عالمانه شما بر شکوه محول خواهد افزود.
 

سخنران :

حجت الاسلام و المسلمین جناب آقای دکتر نهاوندی ،  

مدیر کل صدا و سیمای خراسان رضوی

موضوعات و سرفصل های همایش تخصصی جنگ نرم مشهد : 

رونمایی از نرم افزار جامع چند رسانه ای جنگ نرم 

رونمایی از شبكه مجازی فعالان فرهنگی مقابله با جنگ نرم      

آغاز فعالیت كارگاه های جنگ نرم در سطح استان 

رو نمایی از سایت :       WWW.GhodrateNarm.Com

زمان و ساعات برگزاری همایش تخصصی جنگ نرم مشهد : 

یکشنبه 24 بهمن ماه 1389 - ساعت 18 الی 20:30

مکان برگزاری همایش تخصصی جنگ نرم مشهد :   

مشهد مقدس ، بلوار شهید مدرس ، سالن اجتماعات اداره کل تبلیغات اسلامی خراسان رضوی

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم بهمن 1389ساعت 14:5  توسط Author  | 

نرم افزار جامع جنگ نرم

مقام معظم رهبری « ما باید جوانب این توطئه را بشناسیم و بشناسانیم وظیفه ما این است »

نرم افزار جامع جنگ نرم

ضرورت پرداخت به مقوله جنگ نرم زمانی بیشتر می شود كه دشمن در تقابل سخت با جمهوری اسلامی در دوران هشت سال دفاع مقدس خسارات و صدماتی را متحمل شد ، كه مورد تصورش نبود. حال با گذشت بیش از بیست سال از جنگ تحمیلی و بارور شدن نهال انقلاب ، دشمن توان استفاده از جنگ سخت علیه این نظام مقدس را در خود نمی بیند و راه ضربه زدن به نظام را در جنگ نرم یافته است . در این رابطه استمارک پالمر در گزارشی با عنوان «ایران- آمریکا، رهیافت جدید» به سیاستمداران غربی می‌گوید: «ایران به لحاظ وسعت سرزمینی،‌ کمیت جمعیت، کیفیت نیروی انسانی،‌ امکانات نظامی، منابع طبیعی سرشار، و موقعیت جغرافیایی ممتاز در منطقة خاورمیانه و نظام بین‌الملل، به قدرتی کم‌نظیر تبدیل شده است که دیگر نمی‌توان با یورش نظامی، آن را سرنگون کرد.» وی تأکید می‌کند تنها راه مبارزه با ایران، مبارزة نرم است. باید دکترین‌های جنــگ نرم را علیه ایـــران به کار گرفت. وی در گزارش خود از سه دکترین «مهار»، «نبرد رسانه‌ای» و «ساماندهی نافرمانی‌های مدنی»، (موسوم به طرح دلتــــا) که علیه اتحاد جماهیر شـــوروی به کار گرفته شد، یاد می‌کند . حال با توجه به تغییر روش غرب در تقــابل با جمهوری اسلامی وظیفة ما چیست !

«شناختن جوانب توطئه جنگ نرم و شناساندن آن وظیفه ایست كه مقام معظم رهبری بر عده ما قرار داده است .»

 مجموعه ای كه پیش رو دارید پیرو تاكید فرمانده كل قوا مبنی بر پرداختن به مقوله جنگ نرم گرد آوری شده است. باشد تا مورد توجهات خاصه حضرت بقیه الله الاعظم (عج) قرار گیرد.

 

قسمت های مختلف نرم افزار جنگ نرم

این مجموعه نرم افزاری به چهار فصل كلی تقسیم بندی شده است ، كه شامل آشنایی با جنگ نرم ، شگردهای جنگ نرم ، ابزار جنگ نرم و راههای مقابله با جنگ نرم می باشد.

جمع آوری و استفاده بیش از 100 مستند تصـــویری ، 56 سخنرانی موضوعی در بررسی ابعاد جنگ نرم از بزرگانی همچون

 آیت الله مصباح یزدی ، استاد مطهری ، استاد رحیم پور ازغدی ، دكتر عباسی و ... ، استفاده بیش از 450 مقاله در بررسی

 ابعاد جنگ نرم و طراحی بیش از 30 صفحه برای صفحات مختلف نرم افزار این مجموعه را به اثری كم نظیر تبدیل كرده است .

در ادامه به بررسی آن می پردازیم .

آشنایی با جنگ نرم ( فصل اول )

jangenarm

 معرفی انواع جنگ

در این بخش به معرفی انواع جنگ و مزیت و دوره زمانی هر كدم از جنگ ، تعریف جنـگ نرم در دیدگاه های مختلف و بررسی بخشی از قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران پرداخته شده است. سه سخنرانی از آیت الله مصبــاح یزدی در مورد جنگ نرم در جامــعه دینی ، دو سخنرانی از دكتر عباسی در موضوعات جنـگ نرم و بررسی ابعاد جنگ نرم و یك سخنرانی از پروفسور مولانا با موضوع جنگ نرم از دیگر مطالب این قسمت از نرم افزار میباشد.

 نمونه های جنگ نرم

بررسی نمونه های جنگ نرم در صدر اســلام ، نمونه های جنگ نرم در عصر اخیر و نقش آمریكــا در جنگ های نرم در دنیا و یك سخـــنرانی از استاد طائــب با موضوع بررســی نقش یهود در تحولات دنیا از بــدو به وجود آمدن تا كنون از مطــالب موجود در این بخش از نرم افزار میباشد.

علل تقابل غرب با جمهوری اسلامی ایران

بررسی دلایل تقابل غرب با جمهوری اسلامی ایران و نقد و بررسی اندیشه های و ایدئولوژی های مقابل با ایدئولوژی اسلامی از جمله اومانیسم ، لیبرالیسم ، پلورالیسم ، سكولاریسم ، نسبی گرایی و . . .  ، سه سخنرانی از استاد شهید آیت الله مطهری در موضوعات (انسان از دیدگاه ماركسیسم ، مصاحبه راجع به ماهیت جمهوری اسلامی و ماهیت انقلاب در فلسفه اسلامی) شش سخنرانی از استـاد رحیم پور ازغدی با موضوعـات( ایدئولوژی های پایان یافته ، دو ایدئولوژی ، بررسی مكتب اومانیسم ، انسـان شناسی دینی یا سكولار ،حقوق بشر دینی یا سكولار ، معنویت سكولار اخلاق سكـولار ) و یك سخنرانی با موضــوع غــرب شناسی استراتژیك ، سكــولاریسم از دكتر حسن عباسی قسمتی از مطــالب موجود در این بخش از نرم افـزار است.

ابزار های جنگ نرم (فصل دوم)

جنگ نرم

شناخت ابزارها و ادوات دشمن در جنگ نرم شرط لازم و ضروری ورود به صحنة این مبارزه است. بدون شناخت دقیق امکانات و ابزارها و شگرد‌های دشمن هرگز نمی‌توان امیدی به مقابلة درست و نتیجه‌بخش با دشمن داشت.

آنچه که مشهود است این است که در جنگ همه جانبة غرب علیه اسلام و جمهوری اسلامی:

اولاً برای همة مخاطبان در همة سطوح سنی و لایه‌های اجتماعی برنامه دارند؛

ثانیاً از همة شگردها و هنرهای تبلیغی مدرن برای این منظور استفاده می‌کنند

و ثالثاً همة امکانات و توانمندی‌های خود را در این راستا به کار گرفته‌اند.

رسانه

یكی از ابزار های جنگ نرم  رسانه ها می باشند. در این بخش به بررسی نقش رسانه ها در جنگ نرم پرداخته شده است .نقش رسانه‌ها در جنگ نرم تا آنجا است که بعضی جنگ نرم را به جنگ رسانه‌ای (media war) تعریف کرده‌اند. بررسی نقش رسانه های مختلف از جمله شبكه های تلوزیونی ، اینترنت و ایمیل از موضوعات مطرح شده در این بخش از نرم افزار می باشد. در بخش شبكه های  اینترنت و ایمیل به بررسی نقش برخی از سایت ها در پیشبرد  اهداف شوم اربابان رسانه پرداخته شده است . دو مستند تصویری با موضوع همكاری گوگل با سازمان های جاسوسی ، سخنرانی دكتر عباسی در مورد ساختار شبكه اینترنت ، دو مستند تصویری از  وابستگی دو سایت فیس بوك و تویتر به سازمانهای جاسوسی سیا و موساد و شش مستند تصویری از اعتراف دستگیر شدگان در رابطه با سایت های مستهجن به همكاری با عاملان خارجی و چندین مقاله در مورد اینترنت از مطالب این بخش از نرم افزار است.

در بخش شبكه های ماهواره ای به بررسی نمونه هایی از فعالیت وجو سازها به صورت مستند تصویری پرداخته شده است . سواد رسانه ای و تاثیرات آن ، چگونگی شكل گیری العربیه ، وارونه سازی حقیقت ، تحریك احساسات مردم و . . . از محتویات این قسمت از نرم افزار است.

بررسی نقش رسانه ها از دیگر بخش های این فصل از نرم افزار است در این قسمت با سه سخنرانی از مقام معظم رهبری با موضوع نقش رسانه های استكبار ، استاد رحیم پور ازغدی با موضوع رسانه و افكار عمومی و پروفسور حمید مولانا در موضوع نقش رسانه های غربی در انتخابات اخیر به بررسی نقش رسانه از دیدگاه بزرگان پرداخته شده است.

معرفی پیشینه برخی از فعالان و مجریان شبكه های فارسی زبان معارض با اهداف جمهوری اسلامی ایران بخش دیگری از مطالب ارائه شده در فصل از نرم افزار است.

ادبیات

یکی از اثرگذارترین قالب‌های ادبی داستان‌های کوتاه و رمان است. در میان قالب‌های مختلف ادبی در ادبیات منثور می‌توان گفت قالب «داستان کوتاه»، «داستان بلند» و «رمان» از جملة بهترین قالب‌ها برای انتقال مفاهیم ارزشی و اعتقادی و دینی است. در این بخش از نرم افزار به بررسی جایگاه ادبیات در جنگ نرم پرداخته شده است . نقد و بررسی چندین داستان و رمان غربی موجود در جامعه و دو سخنرانی از مقام معظم رهبری در تبیین نقش شاعران و هنرمندان و مجموعه فرهنگی در عرصه های مختلف از دیگر مطالب این بخش از نرم افزار است.

   نشریات

نگاهی به نشریات عمومی در دکه‌های فروش نشریات نشان از استفادة بهینة فرهنگ غربی از این فضا در کشور دارد .بررسی نقش نشریات و مطبوعات در عرصه جنگ نرم و مستندی از برخی نشریات توقیف شده از مطالب این قسمت از نرم افزار است.

اسباب بازی

اسباب‌بازیهای تولید شده در کشورهای غربی اغلب مروج و مبلغ فرهنگ غرب‌اند. و سعی می‌شود که کودکان از همان سنین با ظواهر و آداب فرهنگ غرب انس بگیرند. در این بخش از نرم افزار به بررسی جایگاه اسباب بازی در جنگ نرم و نقد بررسی چند مورد از محتویات این قسمت از نرم افزار است.

فیلم و سینما

     با توجه به اینکه حدود هشتاد درصد اطلاعات ما از طریق بینایی به دست می‌آید نقش رسانه‌های تصویری در فرهنگ جامعه به خوبی روشن می‌شود. از طرفی فقدان فرهنگ مطالعه مخصوصاً در کشور ما نقش و اثرگذاری رسانه‌های صوتی و تصویری را چند برابر کرده است. بررسی جایگاه فیلم وسینما در عرصه جنگ نرم در چند فصل و موضوع مختلف از جمله قسمت های این بخش از نرم افزار است. بررسی جایگاه صهیونیسم در صنعت سینمای دنیا با ارائه چند مقاله و نقد سه فیلم پیانیست ، دستور و زندگی زیباست و همچنین نقد و بررسی چند فیلم و سریال ضد اسلامی و ایرانی از جمله 24 ، گمشدگان ، 300 ، سنگسار ثریا ، فرار از زندان ، آگاهی ،یونیت ، كایل ایكی وای ، آلیاس ، دلتا فورس ، حس ششم ، چه رویاهایی ممكن است بیایند  و . . .  دیگر مطالب ارائه شده در این قسمت از نرم افزار است.

بازی های رایانه ای

غرب در جنگ نرم خود علیه کشورهای دیگر، به ویژه علیه اسلام و تشیع از تکنولوژی بازی‌های رایانه‌ای استفاده‌های فراوانی می‌کند. از این طریق می‌کوشند تا ذهن و فکر کودکان و نوجوانان را به سوی اهداف خود سوق دهند. در این بخش از نرم افزار به بررسی نقش بازی های رایانه در جنــگ نرم پرداخته شده است.سه مستند تصویری از سری مستند های مرز های شیشه ای با موضوع شوالیه رایانه ، بازی رایانه ای و جنگ رسانه ای و بازی های رایانه و رفتار كاربران آشنایی با چند بازی ضد اسلامی و ایرانی و نمایش نمونه ای تصویری از توهین به اســلام در بازی IGI از جمله مطالــب موجود در این قسـمت از نرم افزار است.

ورزش

بررسی معنویت های ورزشی ، گرایش ورزشكاران به فرقه ها و گروههای مختلف ، ترویج ورزش‌های همسو با فرهنگ غرب و مستندی تصویری از چگونگی بهره برداری از ورزش هایی مثل كشتی كج  از جمله موضوعاتی است كه در این بخش از نرم افزار به آن پرداخته شده است.

نماد و مد

بررسی جایگاه نماد و مد ، علل مدگرایی در جوانان از جمله مطالب موجود در این قسمت از نرم افزار است. مستندی در مورد علل مدگرایی در جوانان از دیگر مطالب موجود در این قسمت ازنرم افزار است.

پویا نمایی

بررسی جایگاه پویانمایی در جنگ نرم و نقد و بررسی چند از انیمیشن قسمتی از مطالب ارائه شده در این قسمت از نرم افزار است. نقد انیمیشن ضد ایرانی پرسپولیس و انیمیشن فرار جوجه ای به صورت تصویری در این قسمت ارائه شده است.

مقررات بین الملل

فرماندهان و کارگزاران جنـگ نرم می‌کوشند تا از سازمان ملل و سازمان‌های وابستة به آن نهایت بهره‌برداری را در جهت ترویج و تبلیغ ارزش‌های خود داشته باشند. از این رو در این بخش از نرم افزار به بررسی نقش سازمان های بین المللی در جنـگ نرم پرداخته شده است. دو مستند در مورد جـایزه گرفتن افـراد با تفكرات ضـد ایرانی در این قسمت از نـرم افزار ارائه شده است .

دوره های آموزشی

      بسیاری از دانشگاه‌های معتبر جهانی در اختیار استعمارگران است. و به طور حساب‌شده و برنامه ریزی شده اهداف آنان را دنبال می‌کنند. متون درسی و غیر درسی سایر کشورها، همگی یا قریب به اتفاق آنها متونی ترجمه شده و معمولاً با فاصلة زمانی قابل توجهی از دانشگاه‌های غرب است. بررسی نواقص در سیستم آموزش و راههای سوء استفاده غرب از این نواقص از جمله مباحث مطرح شده در این قسمت از نرم افزار است.

     پنج سخنرانی با موضوعات آسیب شناسی نظریه پردازی در حوزه و دانشگاه و انقلاب آموزشی از استاد رحیم پور ازغدی و یك سخنرانی از دكتر حسن عباسی با موضوع تولید علم جهان برای غرب از دیگر مطالب این بخش از نرم افزار است.

شگردهای جنگ نرم (فصل سوم)

softwar

مقام معظم رهبری فرمودند: «این که ما بتوانیم طرح کلی دشمن را در مورد خودمان بدانیم، بخشی از توان دفاعی ماست؛ به این مسأله توجه داشته باشید. ندانستن اینکه دشمن چه در سر دارد و چه می‌خواهد بکند، غفلتی است که ممکن است ما را از امکان برخورد و دفاع محروم کند؛ ما باید این را کاملاً بدانیم.» (22/ 2/ 1382)

این فصل از نرم افزار اختصاص دارد به بررسی شگردهای جنگ نرم كه در هفت فصل مختلف به بررسی شگردهای مختلف جنگ نرم پرداخته می شود.

شگردهای دینی

این بخش از نرم افزار یكی از كامل ترین و جامع ترین قسمت های این نرم افزار است .كه در زیر به توضیح قسمت های آن می پردازیم . دین سازی ، شبهه پراكنی ، فرقه سازی ، استفاده ابزاری از روحانیت و ترویج اسلام آمریكایی از فصل های مختلف این بخش از نرم افزار است . در بخش دین سازی به بررسی دلایل ظهور برخی از ادیان ساختگی پرداخته شده است . محوریت اصلی این قسمت بر شناخت ابعاد مختلف شیطان پرستی نوین در دنیا است . سه مستند از ابعاد مختلف این دین نوظهور ، یك سخنرانی از دكتر حسن عباسی با موضوع شیطان پرستی زاییده یهود و یك سخنرانی با موضوع شیطان پرستی زاییده زندگی نوین از موضوعات مطرح شده در این قسمت از نرم افزار است.

در بخش فرقه سازی به بررسی نقش فرقه های نوظهور در جنگ نرم پرداخته شده است. بررسی چند فرقه نوظهور از جمله وهابیت ، بهائیت ،طالبانیسم ، تصوف و . . . قسمتی از مطالب این قسمت از نرم افزار است . چند مستند تصویری با موضوع شناخت بهتر پیشینه فرقه های وهابیت و بهائیت از دیگر مطالب ارائه شده در این قسمت از نرم افزار است.

شبهه پراكنی ، مختوش كردن چهره اسلام و ترویج دیگر ادیان از دیگر بحث بررسی شده در بخش شگردهای دینی می باشد. سیزده مستند تصویری با  موضوعات توهین و تخریب اسلام توسط شبكه ها ماهواره ای و انجمن های بین المللی در این بخش از نرم افزار مورد بررسی قرار گرفته است .

استفاده ابزاری از روحانیت و ترویج اســـلام آمریـكایی دو موضوع دیگری است كه در این بخش به بررسـی نقش آن در جنگ نرم پرداخته شده است.

شگردهای سیاسی

یكی از مهمترین شگردهای مورد استفاده در جنگ نرم شگرهای سیاسی می باشد كه در این بخش به بررسی شكل های مختلف اعمال آن پرداخته شده است . مبارزه با تروریست ، دفاع از دموكراسی ، حمایت از معترضین ، ایجاد نافرمانی مدنی ، استفاده از رهبر كاریزماتیك و . . . از جمله محورهایی می باشد كه مورد بحت قرار گرفته است. مستند اعتراف عبدالمالك ریگی به همكاری با رژیم های غربی ، بنیاد سوروس وچگونگی فعالیت آن و نمونه هایی از حمایت سران و رسانه های غربی از معترضین از دیگر مطالب موجود در این قسمت از نرم افزار است.

 شگردهای حقوقی

یكی دیگر از شگردهای مورد استفاده در جنگ نرم شگردهای حقوقی می باشد. از جمله اهرم های مورد استفاده در این شگرد كه در این قسمت مورد نقد قرار گرفته است میتوان به حقوق بشر ، حقوق زنان و اقلیت های دینی اشاره كرد. چند سخنرانی  از استاد رحیم پور ازغدی با موضوعات حقوق بشر ، حقوق بشر دینی یا سكولار ، چند اصی بنیادین در حقوق زنان و . . .  ، یك سخنرانی از دكتر حسن عباسی با موضوعات فمنیسم  و چندین مستند با موضوعات فعالیت حقوق بشر به روش غربی ، مدعیان حقوق زنان و فمنیسم جنگ علیه خانواده و . . . از مطالب ارائه شده در این بخش از نرم افزار است.

شگردهای فرهنگی

نقد و بررسی شگردهای فرهنگی از جمله تخریب هدفمند فرهنگ اسلامی ، آموزش و پرورش مهره‌ها ، توجه به شرکای بالقوه ، الگوسازی فرهنگی و اجتماعی ، تغییر در سبک زندگی و  ترویج زبان انگلیسی و . . .  موضوعاتی هست كه در این بخش از نرم افزار بدان پرداخته شده است . دو سخنرانی از استاد شهید آیت الله مطهری در موضوعات حجاب و استقلال فرهنگی ، چهار سخنرانی از استـاد رحسم پور ازغدی با موضوعـات(حجاب ، انسـان شناسی دینی یا سكولار ،حقوق بشر دینی یا سكولار ، معنویت سكولار اخلاق سكـولار ) ، دو سخنرانی با موضــوعات علوم دنیا در سیطره زبان انگلیسی و غــرب شناسی استراتژیك ، سكــولاریسم از دكتر حسن عباسی دو مستند در مورد حجاب و اطلاعاتی مكتوب از مطالب موجود در این نرم افزار میباشند است .

شگردهای احساسی

استخدام چهره‌های موجه ، شعارهای خوب ، سخن از اصول متعالی وتحریک احساسات از جمله شگردهای مطرح در بعد احساسی جنگ نرم می باشد . سه مستند تصویری از چگونگی استفاده غرب از چهره های ایرانی علیه نظام جمهوری اسلامی ، مستندی در رابطه با تحریك احساسات و چندین مقاله از جمله مطالب موجود دراین قسمت از نرم افزار بود .

شگردهای اجتماعی

ایجاد شبکه‌های اجتماعی مرتبط ، بهره‌برداری از آسیب های اجتماعی و قومیت‌گرایی  جمله موضوعات مطرح شده در این بخش از نرم افزار است.

شگردهای اقتصادی

ناامید کردن مردم ،  ایجاد نابسامانی‌های اقتصادی ، جلوگیری از روابط منطقه‌ای و اقتصاد تک محصولی از شگردهای رایج در بعد اقتصادی جنگ نرم است كه در این بخش از نرم افزار به بررسی آن پرداخته شده است.  راه های مقابله با جنگ نرم (فصل چهارم)                 

soft power

مقام معظم رهبری: « امروز دشمن جبهة وسیعی را با استفاده از ابزارهای مؤثر خطرناک و کارآمد و نیز با بهره‌گرفتن از علم و تکنولوژی تشکیل داده است تا جمهوری اسلامی را هدف یک یورش همه جانبة فرهنگی قرار دهد. مقابله با این تهاجمِ بسیار خطرناک و ویرانگر، نیازمند هوشیاری و استفاده از ابزار و روش‌های مشابه دشمن ویا شیوه‌های جایگزین آن است.» (19/ 9/ 1371)

در این فصل از نرم افزار به بررسی راهكارهای مقابله با جنگ نرم دشمن پرداخته شده است . اشاره و تاكید بر منویات مقام معظم رهبری در مقابله با جنگ نرم از مهمترین محورهای مورد بررسی در قسمت از نرم افزار می باشد .

نه كلیپ از فرمایشات مقام معظم رهبری  با موضوع روشن كردن راه برای اقشار مختلف جامعه در مقابله با جنگ نرم علیه جمهوری اسلامی ایران ، چهار مستند تصویری از ناتوانی مقابله غرب با حق خواهی و آزاد اندیشی ایرانیان ، چهار مستند تصویری از دستاورد های سی ساله جمهوری اسلامی ایران در عرصه های مختلف و چندین مقاله در بررسی روشهای مختلف مقابله با جنگ نرم دشمن از جمله مطالب ارائه شده در این قسمت از نرم افزار است.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم بهمن 1389ساعت 14:5  توسط Author  | 

نقش امام خمینی (رحمت الله علیه) در رهبری انقلاب اسلامی ، نویسنده: علامه شهیدمرتضی مطهری (رحمت الله ع

از نظر رهبری این طور نبود که روز اول کسی خود را کاندیدا بکند و بعد مردم به او رأی بدهند و او را به رهبری انتخاب کنند و بدنبال آن، رهبر برای مردم تعیین خط مشی کند.واقعیت اینست که گروههای زیادی ـ از آنها که احساس مسئولیت می‏کنند ـ تلاش کردند که رهبری نهضت را بعهده بگیرند ولی تدریجا همه عقب رانده شدند و رهبر خود به خود انتخاب شد.شما در نظر بگیرید که چه تعداد از قشرهای مختلف، مثلا از روحانیون ـ چه از مراجع و یا غیر مراجع ـ و یا از غیر روحانیون چه گروههای اسلامی و چه غیر اسلامی، در این انقلاب شرکت داشتند.در این نهضت افراد تحصیلکرده، افراد عامی، دانشجو، کارگرها، کشاورزان، بازرگانان همه و همه شرکت داشتند ولی از میان همه این افراد مختلف، تنها یک نفر، به عنوان رهبر انتخاب شد، رهبری که همه گروهها او را برهبری پذیرفتند.اما چرا؟ آیا بدلیل صداقت رهبر بود؟ بیشک این رهبر صداقت داشت ولی آیا صداقت منحصر بشخص امام خمینی بود و کسی دیگر صداقت نداشت؟ البته می‏دانیم که چنین نیست و صداقت منحصر به ایشان نبود.آیا بدلیل شجاعت رهبر بود و اینکه تنها ایشان فرد شجاعی بودند و غیر از ایشان رهبر صدیق و صادق و شجاع دیگری وجود نداشت؟ البته کسان شجاع دیگری نیز بودند.آیا به این دلیل بود که ایشان از یک نوع روشن بینی برخوردار بودند و دیگران فاقد این روشن‏بینی بودند؟ آیا بدلیل قاطعیت رهبر بود و دیگران فاقد قاطعیت بودند؟ میدانیم که قاطعیت منحصر به ایشان نبود.درست است که همه این مزایا باعلی درجه در ایشان جمع بود، ولی چنین نیست که این مزایا ـ لا اقل با شدت و گسترش کمتر ـ در دیگران نبود، پس چه شد که جامعه خودبخود ایشان را، و فقط ایشان را به رهبری انتخاب کرد و هیچ فرد دیگری را در کنار ایشان به رهبری نپذیرفت؟
پاسخ این سؤال برمی‏گردد به یک سؤال اساسی که در فلسفه تاریخ مطرح می‏شود و آن این است که آیا تاریخ شخصیت را میسازد و یا شخصیت تاریخ را، آیا نهضت رهبر را می‏سازد و یا رهبر نهضت را؟ اجمالا میدانیم که نظریه صحیح در این مورد اینست که، یک اثر متقابل میان این دو، یعنی میان نهضت و رهبر است.میباید از یک طرف یک سلسله مزایا و امتیازات در رهبر باشد و از طرف دیگر نیز خصوصیاتی در نهضت وجود داشته باشد. مجموع این شرایط است که فرد را بمقام رهبری می‏رساند.امام ـ خمینی به این علت رهبر بلا منازع و بلا معارض این نهضت شد که علاوه براینکه واقعا شرایط و مزایای یک رهبر در فرد ایشان جمع بود، ایشان در مسیر فکری و روحی و نیازهای مردم ایران قرار داشت.حال آن که دیگران ـ آنها که برای کسب مقام رهبری نهضت تلاش می‏کردند ـ به اندازه ایشان در این مسیر قرار نداشتند.
معنی این سخن این است که امام خمینی با همه مزایا و برتریهای شخصی که دارد اگر اهرمهائی که روی آنها دست می‏گذاشت و فشار میداد و جامعه را به حرکت درمیآورد، از نوع اهرمهائی بود که دیگران روی آن فشار می‏آوردند و اگر منطقی که ایشان بکار میبرد نظیر منطق دیگران بود، امکان نداشت ایشان در بحرکت درآوردن جامعه موفقیتی کسب کند (1).
اگر امام عنوان پیشوائی مذهبی و اسلامی را نمی‏داشت و اگر مردم ایران در عمق روحشان یک نوع آشنائی و انس و الفتی با اسلام نداشتند و اگر عشقی که مردم ما با خاندان پیامبر دارند وجود نمی‏داشت و اگر نبود که مردم حس کردند که این ندای پیامبر و ندای حضرت علی (علیه السلام) و یا ندای امام حسین (علیه السلام) است که از دهان این مرد بیرون می‏آید، محال بود نهضت و انقلابی به این وسعت در مملکت ما بوجود آید.
رمز موفقیت رهبر در این بود که مبارزه را در قالب مفاهیم اسلامی به پیش برد.ایشان با ظلم مبارزه کرد ولی مبارزه با ظلم را با معیارهای اسلامی مطرح کرد، امام از طریق القای این فکر که یک مسلمان نباید زیر بار ظلم برود، یک مسلمان نباید تن به
اختناق بدهد، یک مسلمان نباید به خود اجازه دهد که ذلیل باشد، مؤمن نباید زیر دست و فرمانبر کافر باشد (2) ، با ظلم و ستم و استعمار و استثمار مبارزه کرد، مبارزه‏ای تحت لوای اسلام، و با معیارها و موازین اسلامی.
از جمله اقدامات اساسی این رهبر، مخالفت جدی و دامنه ـ دار با مسئله جدائی دین از سیاست بود.شاید فضل تقدم در این زمینه با سید جمال باشد.سید جمال شاید نخستین کسی بود که احساس کرد اگر بخواهد در مسلمانان جنبش و حرکتی ایجاد کند باید به آنها بفهماند که سیاست از دین جدا نیست، این بود که او این مسئله را بشدت در میان مسلمین مطرح کرد، بعدها استعمار ـ گران تلاش زیادی کردند تا در کشورهای مسلمان رابطه دین و سیاست را قطع کنند.
از جمله این تلاشها، طرح مسئله ایست بنام «علمانیت» (3) که بمعنی جدائی دین از سیاست است.بعد از سید جمال در کشور ـ های عربی و بخصوص در مصر افراد زیادی پیدا شدند که با تکیه بر قومیت و در لباس ملی گرائی، عربیزم، و پان عربیزم به تبلیغ فکر جدائی دین از سیاست پرداختند.اخیرا هم شاهد بودید که انور ـ سادات همین مسئله را باز بار دیگر مطرح کرد، انور سادات در نطقهای اخیرش بخصوص بر این نکته تأکید می‏کرد که دین مال مسجد است و باید کار خود را در آنجا انجام دهد، مذهب اصولا نباید کاری به مسائل سیاسی داشته باشد.
در جامعه ما نیز این مسائل زیاد مطرح شده بود بطوریکه مردم تقریبا آن را پذیرفته بودند، اما همه دیدیم که وقتی از زبان یک مرجع تقلید، از زبان کسی که مردم، با وسواس کوشش می‏کنند تا کوچکترین آداب مذهبی خود را با دستورهای او منطبق بکنند، در کمال صراحت بیان شد که دین از سیاست جدا نیست و به مردم خطاب شد که اگر از سیاست کشور دوری کرده‏اید، در واقع از دین دوری کرده‏اید، مردم چگونه به جنب و جوش افتادند و بنوعی بسیج عمومی اقدام کردند .و یا در نظر بگیرید که مسئله آزادی و آزادی خواهی در جامعه با شدت مطرح بود، با این حال چندان تأثیری در حال مردم نداشت.ولی وقتی همین مسئله از زبان رهبر مطرح شد، یعنی کسی که رهبر دینی و مذهبی است، مردم برای اولین بار دریافتند که آزادی یک موضوع صرفا سیاسی نیست، بلکه بالاتر از آن یک موضوع اسلامی است و این نکته روشن شد که یک نفر مسلمان باید آزاد زیست کند و باید آزادیخواه باشد.
در چند سال اخیر مسائلی در ایران بوجود آمد که از جنبه ـ های اقتصادی و سیاسی اهمیت چندانی نداشت، ولی از جنبه مذهبی آنهم از نظر شعائر مذهبی مهم بود و خود این مسائل در اوج دادن به نهضت نقش مؤثری داشتند.مثلا یکی از اشتباهات بسیار بزرگ عوامل رژیم این بود که بدلیل غرور فوق العاده‏ای که برایشان حاصل شده بود در اواخر سال 55 تصمیم گرفتند که تاریخ هجری را به تاریخ به اصطلاح شاهنشاهی تبدیل کنند.اینکه تاریخ هجری باشد یا شاهنشاهی، از نظر اقتصادی و سیاسی تأثیر چندانی در حال مردم نداشت.ولی همین مسئله بشدت عواطف مذهبی مردم را جریحه‏دار کرد و وسیله خوبی برای کوبیدن رژیم بدست رهبر داد.رهبر بلافاصله با طرح این شعار که چنین عملی دشمنی با پیغمبر و دشمنی با اسلام است و معادل است با قتل عام هزاران نفر از عزیزان این مردم، موفق شد در مردم عصیان ایجاد کند و از تحریک وجدان اسلامی آنها به بهترین نحو در جهت پیشبرد نهضت بهره‏برداری نماید.
بنابراین با بررسی مسئله رهبری و کیفیت و نحوه آن، و با در نظر گرفتن اینکه مردم در میان افراد زیادی که صلاحیت رهبری داشتند کدام رهبر را انتخاب کردند (4) و با بررسی و تحلیل مسیری که این رهبر طی کرد و اهرمهائی که روی آنها تکیه نمود و منطقی که به کاربرد، به این نتیجه روشن و آشکار میرسیم که نهضت ما واقعا یک نهضت اسلامی بوده است.با آنکه نهضت از سوئی خواهان عدالت بود و از سوئی دیگر در جستجوی آزادی و استقلال، ولی عدالت را در سایه اسلام میخواست و استقلال و آزادی را در پرتو اسلام جستجو میکرد، و به عبارت بهتر نهضت ما همه چیز را با رنگ و بوی اسلامی طلب میکرد این، همان جهت مورد خواست و میل ملت بود. (5)
تحلیل ماهیت این انقلاب از تحلیل رهبری انقلاب جدا نیست و این مسئله در ارتباط با مسئله خودیابی ملت ما مطرح میشود.باید پرسید که چه شد امام خمینی رهبر مطلق شد، آن چنان که حتی آنهائیکه از نظر ایده و هدف در قطب مخالف ایشان جای داشتند، چاره‏ای جز اذعان به رهبری ایشان نداشتند.چرا سخنان امام اینهمه موج میآفرید؟ چرا اعلامیه‏های ایشان با نبودن امکانات و وسائل و با بودن اختناقها و شکنجه‏ها و خطر مرگها به سرعت در سراسر کشور پخش میشد؟
بی‏شک از جان گذشتگی و مبارزه خستگی ناپذیر با ظلم و ظالم و دفاع سرسختانه از مظلوم، و صداقت و صراحت و شجاعت و سازش ناپذیری این رهبر در انتخاب او به مقام رهبری نقش داشته است، اما مطلب اساسی چیز دیگری است، و آن اینکه ندای امام خمینی از قلب فرهنگ و از اعماق تاریخ و از ژرفای روح این ملت برمیخاست، مردمیکه در طول چهارده قرن حماسه محمد، علی، زهرا، حسین، زینب، سلمان، ابو ذر...و صدها هزار زن و مرد دیگر را شنیده بودند و این حماسه‏ها با روحشان عجین شده بود، بار دیگر همان ندای آشنا را از حلقوم این مرد شنیدند .علی را و حسین را در چهره او دیدند، او را آینه تمام نمای فرهنگ خود که تحقیر شده بود، تشخیص دادند.

امام خمینی چه کرد؟

او به مردم ما شخصیت داد.خود واقعی و هویت اسلامی آنها را به آنان بازگرداند.آنها را از حالت خود باختگی و استسباع (6) خارج کرد این بزرگترین هدیه‏ای بود که رهبر به ملت داد، او توانست ایمان از دست رفته مردم را به آنها بازگرداند و آنها را به خودشان مؤمن کند.او با صراحت اعلام کرد که تنها اسلام نجات بخش شماست.او جهاد اسلامی را مطرح کرد، امر بمعروف و نهی از منکر را مطرح کرد، وظیفه نوعی و دینی و بالاخره اجر و پاداش شهیدان را مطرح کرد، و مردمی که سالها این آرزو را که در زمره یاران امام حسین باشند در سر میپروراندند و هر صبح و شام تکرار میکردند یا لیتنی کنت معکم فافوز فوزا عظیما بناگاه خود را در صحنه‏ای مشاهده کردند آنچنانکه گویی حسین را بعینه میدیدند. مردم ما صحنه‏های کربلا، حنین، بدر، احد، تبوک، خیبر، و...را در جلوی خویش میدیدند و همین باعث شد که به پا خیزند و از سرچشمه عشق به خدا، وضو بسازند و یک سره بانک تکبیر بر هر چه ظلم و ستمگری است بزنند.

پی نوشت :

1ـ ...مثلا اگر مسئله وارد کردن تضادهای طبقاتی در خود آگاهی‏مردم و یا مفاهیمی نظیر آزادیخواهی و عدالت طلبی با معیارهای مکاتب شرق‏و غرب از طرف ایشان عرضه می‏گردید، بازتابی در جامعه ما نمی‏داشت.حال‏آنکه ایشان همین مفاهیم را با معیارهای اسلامی و با استفاده از فرهنگ‏بارور اسلامی به جامعه عرضه کرد و جامعه نیز با حسن تلقی با آنها برخورد نمود .
2ـ لن یجعل الله للکافرین علی المؤمنین سبیلا (نساء ـ 141)
خدا هرگز برای کافران نسبت به اهل ایمان راه تسلط باز نخواهد نمود.
3ـ این کلمه ترجمه لغت«~ Secularism ~»است.
4ـ و به خصوص باید توجه داشت که این رهبر زوری نداشت تا بخواهد خود را بر مردم تحمیل کند و کسی نیز او را منصوب نکرد و او خود را کاندیدا نکرده بود، بلکه انتخابش بطور طبیعی و خودبخود صورت گرفت.
5ـ یک نمونه ذکر کنم، دوستی دارم که در تمام زندگیش همواره در حال مبارزه با رژیم بوده است و در این زمینه از بذل جان و مال واقعا دریغ نداشته.او بدلیل روحیه خاصش، نسبت به مجاهدین که آنها هم موضعی مخالف رژیم داشتند، علاقه و گرایش عجیبی داشت.بعد از اینکه جریان به اصطلاح اپورتونیستی سازمان مجاهدین پیش آمد، من به شدت نگران حال‏این دوستم شدم.با خودم فکر کردم نکند که وقتی با این جریان برخوردمیکند بگوید اینکه اینها آمده‏اند و مارکسیست شده‏اند، مسئله مهمی نیست چون فعلا باید مبارزه کرد و مسئله مهم مبارزه است .اما بعد در جلسه‏ای که با او ملاقات کردم و نظرش را درباره مارکسیست شدن سازمان سؤال کردم، در جوابم جمله‏ای گفت که هرگز فراموش نمیکنم.گفت حقیقت این است که ما عدالت را هم در سایه خدا میخواهیم اگر بنا باشد عدالت باشد اما از نام‏خدا اثری نباشد.ما از چنین عدالتی بیزاریم.با چنین روحیه‏هائی بود
6ـ فلاسفه و حکما اصطلاحی دارند به نام استسباع که به فارسی آن را «شیرگیر» ترجمه کرده‏اند .
میگویند بعضی از حیوانات کوچک وقتی با حیوانات درنده‏ای روبرو میشوند ـ مثلا وقتی خرگوش با شیر مواجه میشود ـ حالت استسباع پیدا میکنند یعنی اراده فرار از آنها سلب میشود.قدرت تصمیم گیری را از دست میدهند.خودباخته و مفتون میشوند.نقطه مقابل استسباع، ایمان به خود پیدا کردن است.داستان آن صحابی فقیر را در زمان پیامبر (ص) شنیده‏اید که‏از شدت فقر نزد آنحضرت رفت تا درخواست کمک کند، پیامبر در میان جمع سخن میگفت، در ضمن صحبت اشاره کرد به اینکه اگر کسی از ما کمک بخواهد به او میدهیم، ولی هر کس بخدا توکل کند و تلاش شایسته نشان بدهد خدا به او کمک خواهد کرد.صحابی فقیر اینرا که شنید از محضر پیامبر بیرون آمد.روز بعد باز گرسنگی فشار آورد و این بار تصمیم گرفت که درخواست خود را با پیامبر در میان بگذارد.باز هم مثل روز گذشته پیامبر در میان جمع همان مسئله را مطرح کرد.مرد همانجا تصمیم گرفت که هر طوری شده کاری پیدا کند.به خانه برگشت و از همسایه‏ها مقداری طناب و تیشه امانت گرفت و به عزم هیزم کنی به بیابان رفت.تا چند روز متوالی این کار را ادامه داد تااینکه به تدریج درآمدی پیدا کرد و توانست زندگی خود را از سختی و عسرت‏بیرون بیاورد.بعد از مدتی دوباره به سراغ پیامبر رفت و پیامبر به او فرمود: گفتم اگر کسی از ما کمک بخواهد به او میدهیم، ولی طلب کمک از خدابهتر است و دیدی که خدا نیز دعوت تو را اجابت کرد و از فقر نجاتت داد. پیامبر به این ترتیب توانست او را به یاد نیرو و امکان و استعداد خودش بیاندازد، و از این طریق او را به حرکت و تلاش وادار کند .در مورد جوامع نیز همین وضع برقرار است.گاهی افراد ملتها در مقابل افراد ملل دیگر حالت خود باختگی و استسباع پیدا میکنند.ملت خود ما در دوران رژیم شاه چنین حالتی را داشت .ملتی که به حال استسباع میافتد تمام کرامتهای خود را فراموش میکند تا جائی که حتی به نوکری بیگانه و تقدیم کردن ثروتهای خود به او افتخار میکند.گاهی نیز ملتها ایمان به خود را بدست می‏آورند، تاریخ پیروزی ملتها، سرشار از این نمونه‏هاست.حماسه پرشور مردم وطن ما، در این زمینه شاهد بسیار خوبی است.ملت ما به همت و درایت امام خمینی‏توانست ایمان و اعتقاد به خود را دوباره بدست آورد و همین امر ضامن‏پیروزیش گردید.

منبع: پیرامون انقلاب اسلامی


+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم بهمن 1389ساعت 12:16  توسط Author  | 

احمدی نژاد : برای انقلاب اسلامی عقب‌گردی وجود ندارد / هسته‌یی شدن ایران یكی از ثمرات انقلاب ماست

به گزارش باشگاه خبرنگاران ،دکتر محمود احمدی‌نژاد در دیدار با اعضای ستاد دهه فجر انقلاب اسلامی با اشاره با اهمیت و عظمت انقلاب اسلامی گفت: ما در متن یک حرکت بزرگ تاریخ‌ساز هستیم.

احمدی‌نژاد با اشاره به زنده بودن و بانشاط بودن انقلاب اسلامی ادامه داد: این امر دو علت دارد، علت اول به موضوع انقلاب اسلامی برمی‌گردد و علت دوم، آرمان و هدف‌های انقلاب اسلامی است.

رییس‌جمهور با بیان این‌که موضوع اصلی انقلاب اسلامی، انسان است، گفت: این انقلاب متعلق به انسان و متعلق به کل بشریت است و محصور کردن انقلاب در غل و زنجیرهای نژادی، سلیقه‌ای و حتی مذهبی، ظلم به انقلاب است، انقلاب آمد که هویت واقعی انسان را احیا کند.

وی در بخش دیگری از صحبت‌های خود ادامه داد: انسانی که در مسیر کمال حرکت می‌کند، هر روز و هر سال که می‌گذرد بانشاط‌تر است و اندوه و غمگین نیست و جلو رفته است. انقلاب اسلامی نیز اینگونه است همیشه تازه است، مثل درخت و شجره طیبه‌ای است که اصل آن ثابت است و شاخ و برگ‌های آن در آسمان هر روز میوه جدیدی می‌دهند.

احمدی‌نژاد به اهمیت آرمان‌های انقلاب اسلامی اشاره کرد و گفت: آرمان‌های انقلاب اسلامی در محدوده جغرافیایی، قومی، نژادی و حتی مذهبی به معنای رایج آن نمی‌گنجد.

وی با بیان این‌که آرمان‌های انقلاب اسلامی در مسیر آرمان‌های انبیای الهی است، گفت: در برابر حرکت‌های نو، آرمانی و الهی، همیشه موانعی بوده است و مستکبران و دنیاپرستان در برابر آن مقاومت می‌کردند. با روش‌های مختلف از جمله تبلیغات، جنگ، فشار اقتصادی و فریب‌کاری. من اعتقاد دارم مستکبرانی که امروز در برابر حرکت‌های‌ توحیدی و کمالی ایستاده‌اند، اوج استکبار تاریخی هستند.

احمدی‌نژاد با اشاره به غارت‌گری، ظلم و جنایت‌های مستکبران ادامه داد: وقتی آنها بشکنند، مسیر بشریت برای رسیدن به نقطه‌ موعود که انبیای الهی وعده آن را داده‌اند و زمانی که تمام پاکان به هم می‌رسیدند، سرازیر می‌شود.

رییس‌جمهور با بیان این‌که انقلاب اسلامی متعلق به تمام بشریت است و در واقع راه را باز کرد و بشریت را چند گام در جهت رسیدن به قله‌ها و هدف جلو برد، گفت: مستکبرین در حال فروپاشی هستند، در بن‌بست کامل قرار دارند، به لحاظ تئوری حرفی برای امروز جهان ندارند و نمی‌توانند تحولات امروز جهان را تفسیر کنند در حالی که موحدان تفسیر روشنی دارند و حوادث در راستای تحقق آرمان‌های الهی است.

احمدی‌نژاد با اشاره به بیداری ملت‌ها و مقاومت استکبار در برابر آن، گفت: آنها هر عکس‌العملی نشان دهند به نفع حرکت عمومی ملت‌هاست.

وی با بیان اینکه آنها در تئوری و مدیریت وا مانده‌اند، گفت: ما شاهد افول فریب‌کارترین مستکبران تاریخ هستیم، ملت‌ها دارند خود را پیدا می‌کنند و الان در هر جای دنیا مطالبه‌ مردمی وجود دارد، این مطالبه‌ها شبیه به هم است. در سال 57 ما در ایران چه می‌خواستیم و همین امروز در کشورهایی که ملت‌ها حرکت کردند مردم آن را می‌خواهند.

رییس‌جمهور با بیان این‌که انسان‌های پاک با انقلاب اسلامی ایران احساس قرابت دارند و آرمان‌های انقلاب اسلامی، آرمان‌های بشریت در طول تاریخ است، گفت: اگر جایی جلو نمی‌رود و مشکلی پیدا می‌شود به رفتارهای برخی از ما برمی‌گردد. برخی از ما به جای این‌که انقلاب اسلامی را معرفی کنیم، خودمان را معرفی می‌کنیم و بعضا سلایق خود را جای انقلاب اسلامی می‌گذاریم و معرفی می‌کنیم.

وی با تاکید بر این‌که حقیقت انقلاب اسلامی متعلق به کل بشریت است، گفت: برخی فکر کردند حالا که انقلاب اسلامی شده و این‌که کشور و اقتصاد را بسازیم و عمران و آبادانی انجام شود، مسائل تمام می‌شود. این‌ها هدف نیست، اینها در داخل آن هدف است و جزء نتایج است ولی هدف نیست.

احمدی‌نژاد با بیان این‌که 32 سال از پیروزی انقلاب اسلامی گذشته است و ملت ایران هوشمندتر، آرمانی‌تر و محکم‌تر در وسط صحنه ایستاده است، گفت: این هوشیاری و نشاط به خاطر جنس انقلاب و آرمان‌های انقلاب است.

رییس‌جمهور ادامه داد: البته ما نمی‌گوییم مشکلی نیست، مشکل همه جا است، ولی باید توجه داشت که هر آرزوی تاریخی خوبی داشته باشید فقط فقط در فضای فرهنگی انقلاب امکان تحقق دارد.

احمدی‌نژاد با اشاره به بیداری ملت‌ها در سی و دومین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی گفت: من فکر می‌کنم پانزده سال زودتر نیز می‌شد این اتفاق انجام شود. کانون جوشش، ایران است و اگر ما سست بشویم و اگر حرف‌هایی بزنیم که معنای آن عدول از آرمان‌های انقلاب اسلامی است، انعکاس پیدا می‌کند، 10 – 15 سال ملت‌ها مردد بودند که در ایران چه شده است ولی بعد دیدند که دوباره انقلاب در ریل خود قرار گرفت و امروز نام ایران جزء محبوب‌ترین نام‌ها در کل دنیاست گرچه مستکبران می‌خواهند این موضوع را بپوشانند.

رییس‌جمهور خطاب به شرکت کنندگان در این مراسم گفت: بدانید قدم‌هایی که برمی‌دارید، قدم برای نجات کل بشریت و تحقق آرزوهای تاریخی بشر است، شما باید افق‌ نگاه‌تان جهانی باشد.

وی با اشاره به عظمت انقلاب اسلامی و بزرگی آن گفت: این انقلاب، حادثه عظیمی است و هسته‌یی شدن یکی از ثمرات این انقلاب است. هیچ عنصر و هیچ اقدامی نباید اصل پیام زلال انقلاب را تحت‌الشعاع قرار دهد.

وی با اشاره به پیشرفت‌های کشور در زمینه هسته‌یی و تلاش دشمنان در این راستا که ایران به فناوری صلح آمیز هسته‌یی دست پیدا نکند، گفت: برای انقلاب عقب‌گردی وجود ندارد، همه آن رو به جلو است.

احمدی‌نژاد با اشاره به عظمت انقلاب اسلامی ادامه داد: با وقوع انقلاب اسلامی روند حرکت بشریت و مسیر عوض شد و ریل حرکتی بشریت اصلاح شد.

احمدی‌نژاد با بیان این‌که باید ابعاد جهانی انقلاب را معرفی کرد،‌ به هوشیاری و بیداری مردم ایران اشاره کرد و ادامه داد: مردم خیلی جلوتر از ما هستند و در واقع مردم به ما می‌گویند که چه کنید. ملت به ما می‌گوید در برابر تحقق آرمان‌ها کوتاه نیایید و در راستای تحقق آن حرکت کنید و به فضل الهی جایی که نیازمند حضور مردم باشد، مردم با شکوه بیشتر حضور پیدا می‌کنند و البته برخی حوادثی که شیاطین ایجاد می‌کنند اثری ندارد و شما دیدید که سال گذشته مردم چه باشکوه در این راهپیمایی حضور پیدا کردند، باشکوه‌تر از سال قبل‌ترش و امسال نیز باشکوه‌تر از سال قبل‌تر حضور پیدا خواهند کرد.

پیش از صحبت‌های رییس‌جمهور، زارع دبیر ستاد دهه فجر انقلاب اسلامی و آب‌خضر قائم مقام شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی به ایراد سخنرانی پرداختند.

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم بهمن 1389ساعت 12:16  توسط Author  | 

1300 پروژه عمرانی در خراسان رضوی افتتاح می شود

مسئول ستاد دهه فجر خراسان رضوی از افتتاح هزار و 300پروژه عمرانی در دهه فجر با اعتبار هزار و 800 میلیارد تومان در سطح این استان خبر داد.

به گزارش خبرنگار مهر در مشهد، سید محمد سلطانی ظهر یکشنبه در جمع خبرنگاران در مشهد گفت: این پروژه ها در زمینه برق رسانی، مخابراتی، احداث مدارس، پروژه ریلی، گاز رسانی، مراکز بهداشتی و درمانی، مسکن، آبرسانی و آبخیز داری است.

وی از افتتاح 25 طرح بزرگ صنعتی و معدنی با سرمایه گذاری 9 هزار و 400 میلیارد و با اشتغال دو هزار و 776 نفر در ایام دهه فجر در خراسان به عنوان بخش دیگری از این طرحهای عمرانی نام برد.

وی گفت: چند پروژه ورزشی در مشهد از جمله سالن ورزشی چند منظوره در شهرک ابوذر، پارک نصرت، و مجموعه قدس و سالن بسکتبال مجموعه ورزشی سجاد در ایام الله دهه مبارک فجرافتتاح خواهد شد.

این مسئول از برگزاری بیش از 680 مسابقه ورزشی و در شهرستانهای استان به عنوان دیگر برنامه های دهه فجر نام برد و گفت: برگزاری مسابقه علمی و فرهنگی شهید آقا مصطفی خمینی وجشنواره فرهنگی و هنری ندای شکوفایی، همایش دو روزه 300 نفر از مسئولین بسیج دانشجویی سراسر کشور در 19 بهمن ماه در مشهد و برگزاری دوره آموزشی مجاهدان فضای مجازی و سایبری دانشجویان بسیجی استان در 20 و 21 بهمن ماه از جمله برنامه دهه فجر امسال است.

وی از آغاز پروژه ساخت فیلم مستند نقش دانشگاهیان در انقلاب اسلامی توسط بسیج دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی مشهد خبر داد و افزود: برگزاری اردوی بصیرت ویژه فعالان بسیج دانشجویی به مقصد تهران و قم و دیدار با مسئولان کشوری از برنامه های دیگر این ایام است.

مسئول شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی خراسان رضوی برگزاری نمایشگاه دیوار نوشته ها، شعار ها و پارچه نوشته ها در دوران انقلاب با عنوان یادش بخیر آن روزها و اجرای سرود همسرایان فجر 1357 نفر در مراسم یوم الله 22 بهمن و هماهنگی جهت شرکت دانش آموزان در مراسم 12 بهمن، غبار روبی مزار شدا را یکی از کم نظیر ترین برنامه ها تلقی کرد.

وی از دیگر برنامه ها را، برگزاری المپیاد ریاضی، شب شعر انقلاب، گلبانگ انقلاب در مدارس و برگزاری نمایشگاه توانمدیهای هنرستانها و تجلیل از نخبگان مخترعان و مبتکران بسیجی اعلام کرد.

سلطانی دیدار مدیران و معاونین دوایر دولتی استان از خانواده های معظم شهدا و ایثارگران وجانبازان انقلاب اسلامی برگزاری مراسم زیارت حضرت رسول (ص) در روز چهارشنبه 13 بهمن ماه، ساعت 15 در اماکن متبرکه حرم مطهر حضرت رضا و در همه مساجد، تکایا و نماز خانه ها، ادارات و نهاد ها بعد از اقامه نماز عصر را نیز یکی از از معنوی ترین برنامه ها در این ایام ذکر کرد.

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم بهمن 1389ساعت 12:16  توسط Author  | 

متن کامل سخنرانی امام (ره ) در بهشت زهرا

بسم الله الرحمن الرحیم

ما در این مدت مصیبت ها دیده ایم، مصیبت های بسیار بزرگ و بعضی پیروزها حاصل شد كه البته آن هم بزرگ بوده، مصیبت های زن های جوان مرده، مردهای اولاد از دست داده، طفل های پدر از دست داده.

من وقتی چشمم به بعضی از اینها كه اولاد خودشان را از دست داده اند می افتد، سنگینی در دوشم پیدا می شود كه نمی توانم تاب بیاورم. من نمی توانم از عهده این خسارات كه بر ملت ما وارد شده است برآیم، من نمی توانم تشكر از این ملت بكنم كه همه چیز خودش را در راه خدا داد، خدای تبارك و تعالی باید به آنها اجر عنایت فرماید.

من به مادرهای فرزند از دست داده تسلیت عرض می كنم و در غم آنها شریك هستم. من به پدرهای جوان داده، من به آنها تسلیت عرض می كنم. من به جوان هائی كه پدرانشان را در این مدت از دست داده اند تسلیت عرض می كنم.

خوب، ما حساب بكنیم كه این مصیبت ها برای چه به این ملت وارد شد، مگر این ملت چه می گفت و چه می گوید كه از آنوقتی كه صدای ملت در آمده است تا حالا قتل و ظلم و غارت و همه اینها ادامه دارد. ملت ما چه می گفتند كه مستحق این عقوبات شدند ملت ما یك مطلبش این بود كه این سلطنت پهلوی از اول كه پایه گذاری شد برخلاف قوانین بود. آنهائی كه در سن من هستند، می دانند و دیده اند كه مجلس موسسان كه تاسیس شد، با سرنیزه تاسیس شد، ملت هیچ دخالت نداشت در مجلس موسسان، مجلس موسسان را با زور سرنیزه تاسیس كردند و با زور، وكلای آن را وادار كردند به اینكه به رضاشاه رای سلطنت بدهند. پس این سلطنت از اول یك امر باطلی بود، بلكه اصل رژیم سلطنتی از اول خلاف قانون و خلاف قواعد عقلی است و خلاف حقوق بشر است. برای اینكه ما فرض می كنیم كه یك ملتی تمامشان رای داند كه یك نفری سلطان باشد، بسیار خوب، اینها از باب اینكه مسلط بر سرنوشت خودشان هستند و مختار به سرنوشت خودشان هستند، رای آنها برای آنها قابل است؛ لكن اگر چنانچه یك ملتی رای دادند (ولو تمامشان) به اینكه اعقاب این سلطان هم سلطان باشد، این به چه حقی ملت پنجاه سال از این، سرنوشت ملت بعد را معین می كند سرنوشت هر ملتی به دست خودش است. ما در زمان سابق، فرض بفرمائید كه زمان اول قاجاریه نبودیم، اگر فرض كنیم كه سلطنت قاجاریه به واسطه یك رفراندمی تحقق پیدا كرد و همه ملت هم ما فرض كنیم كه رای مثبت دادند، اما رای مثبت دادند بر آقامحمدخان قجر و آن سلاطینی كه بعدها می آیند. در زمانی كه ما بودیم و زمان سلطنت احمدشاه بود، هیچ یك از ما زمان آقامحمدخان را ادراك نكرده، آن اجداد ما كه رای دادند برای سلطنت قاجاریه، به چه حقی رای دادند كه زمان ما احمد شاه سلطان باشد سرنوشت هر ملت دست خودش است. ملت در صد سال پیش از این، صدوپنجاه سال پیش از این، یك ملتی بوده، یك سرنوشتی داشته است و اختیاری داشته ولی او اختیار ماها را نداشته است كه یك سلطانی را بر ما مسلط كند. ما فرض می كنیم كه این سلطنت پهلوی، اول كه تاسیس شد به اختیار مردم بود و مجلس موسسان را هم به اختیار مردم تاسیس كردند و این اسباب این می شود كه - بر فرض اینكه این امر باطل، صحیح باشد- فقط رضاخان سلطان باشد، آن هم بر آن اشخاصی كه در آن زمان بودند و اما محمد رضا سلطان باشد بر این جمعیتی كه الان بیشتر شان، بلكه الا بعض قلیلی از آنها ادارك آنوقت را نكرده اند، چه حقی داشتند ملت در آن زمان، سرنوشت ما را در این زمان معین كنند؛ بنابر این سلطنت محمدرضا اولا كه چون سلطنت پدرش خلاف قانون بود و با زور و با سرنیزه تاسیس شده بود مجلس، غیر قانونی است، پس سلطنت محمدرضا هم غیر قانونی است و اگر چنانچه سلطنت رضاشاه فرض بكنیم كه قانونی بوده، چه حقی آنها داشتند كه برای ما سرنوشت معین كنند هر كسی سرنوشتش با خودش است، مگر پدرهای ما ولی ما هستند؟ مگر آن اشخاصی كه درصد سال پیش از این، هشتاد سال پیش از این بودند، می توانند سرنوشت یك ملتی را كه بعدها وجود پیدا كنند، آنها تعیین بكنند؟ این هم یك دلیل كه سلطنت محمدرضا سلطنت قانونی نیست. علاوه بر این، این سلطنتی كه در آنوقت درست كرده بودند و مجلس موسسان هم ما فرض كنیم كه صحیح بوده است، این ملتی كه سرنوشت خودش با خودش باید باشد، در این زمان می گوید كه ما نمی خواهیم این سلطان را. وقتی كه اینها رای دادند به اینكه ما سلطنت رضاشاه را، سلطنت محمدرضاشاه را، رژیم سلطنتی را نمی خواهیم، سرنوشت اینها با خودشان است. این هم یك راه است از برای اینكه سلطنت او باطل است.

حالا می آئیم سراغ دولت هائی كه ناشی شده از سلطنت محمدرضا و مجلس هائی كه ما داریم. در تمام طول مشروطیت الا بعضی از زمان ها آن هم نسبت به بعض از وكلا، مردم دخالت نداشتند در تعیین وكلا. شما الان اطلاع دارید كه در این مجلسی كه حالا هست، چه مجلس شورا و چه مجلس سنا و شما ملت ایران هستید، شما ملتی هستید كه در تهران سكنی دارید، من از شما مردم تهران سوال می كنم كه آیا این وكلائی كه در مجلس هستند، چه در مجلس سنا و چه در مجلس شورا شما اطلاع داشتید كه اینها را خودتان تعیین كنید اكثر این مردم می شناسند این افرادی را كه به عنوان مجلس و به عنوان وكیل مجلس سنا یا مجلس شورا در مجلس هستند یا این هم با زور تعیین شده بدون اطلاع مردم. مجلسی كه بدون اطلاع مردم است و بدون رضایت مردم است، این مجلس، مجلس غیرقانونی است. بنابر این اینهائی كه در مجلس نشسته اند و مال ملت را گرفته اند به عنوان اینكه حقوق هر فرض كنید كه وكیلی اینقدر است، این حقوق را حق نداشتند بگیرند و ضامن هستند. آنهائی هم كه در مجلس سنا هستند، آن ها هم حق نداشتند و ضامن هستند. و اما دولتی كه ناشی می شود از یك شاهی كه خودش و پدرش غیر قانونی است، خودش علاوه بر او غیرقانونی است، وكلائی كه تعیین كرده است غیرقانونی است، دولتی كه از همچو مجلسی و همچو سلطانی انشا بشود، این دولت غیرقانونی است. این ملت حرفی را كه داشتند در زمان محمدرضاخان می گفتند كه این سلطنت را ما نمی خواهیم و سرنوشت ما با خود ماست. در حالا هم می گویند كه ما این وكلا را غیرقانونی می دانیم، این مجلس سنا را غیرقانونی می دانیم، این دولت را غیرقانونی می دانیم. آیا كسی كه خودش از ناحیه مجلس، از ناحیه مجلس سنا، از ناحیه شاه منصوب است و همه آنها غیر قانونی هستند، می شود كه قانونی باشد ما می گوئیم كه شما غیر قانونی هستید باید بروید. ما اعلام می كنیم كه دولتی كه به اسم دولت قانونی خودش را معرفی می كند، حتی خودش قبول ندارد كه قانونی است، خودش تا چند سال پیش از این، تا آنوقتی كه دستش نیامده بود این وزارت، قبول داشت كه غیرقانونی است، حالا چه شده است كه می گوید من قانونی هستم این مجلس غیرقانونی است، از خود وكلا بپرسید كه آیا شما را ملت تعیین كرده است هر كدام ادعا كردند كه ملت تعیین كرده است، ما دستشان را می دهیم دست یك نفر آدم ببرد او را در حوزه انتخابیه اش، در حوزه انتخابیه اش از مردم سوال می كنیم كه این آقا آیا وكیل شما هست، شما او را تعیین كردید حتما بدانید كه جواب آنها نفی است. بنابر این آیا یك ملتی كه فریاد می كند كه ما این دولت مان، این شاه مان، این مجلس مان برخلاف قوانین است و حق شرعی و حق قانونی و حق بشری ما این است كه سرنوشت مان دست خودمان باشد، آیا حق این ملت این است كه یك قبرستان شهید برای ما درست بكنند، در تهران، یك قبرستان هم در جاهای دیگر

من باید عرض كنم كه محمد رضای پهلوی، این خائن خبیث برای ما رفت، فرار كرد و همه چیز ما را به باد داد. مملكت ما را خراب كرد، قبرستان های ما را آباد كرد. مملكت ما را از ناحیه اقتصاد خراب كرد. تمام اقتصاد ما الان خراب است و از هم ریخته است كه اگر چنانچه بخواهیم ما این اقتصاد را به حال اول برگردانیم، سال های طولانی با همت همه مردم، نه یك دولت این كار را می تواند بكند و نه یك قشر از اقشار مردم این كار را می توانند بكنند، تا تمام مردم دست به دست هم ندهند نمی توانند این به هم ریختگی اقتصاد را از بین ببرند. شما ملاحظه كنید، به اسم اینكه ما می خواهیم زراعت را، دهقان ها را دهقان كنیم، تا حالا رعیت بودند و ما می خواهیم حالا دهقانشان كنیم، اصلاحات ارضی درست كردند، اصلاحات ارضی شان بعد از این مدت طولانی به اینجا منتهی شد كه بكلی دهقانی از بین رفت، بكلی زراعت ما از بین رفت و الان شما در همه چیز محتاجید به خارج؛ یعنی محمدرضا این كار را كرد تا بازار درست كند از برای آمریكا و ما محتاج به او باشیم در اینكه گندم از او بیاوریم، برنج از او بیاوریم، همه چیز را، تخم مرغ از او بیاوریم یا از اسرائیل كه دست نشانده آمریكاست بیاوریم.

بنابراین كارهائی كه این آدم كرده به عنوان اصلاح، این كارها خودش افساد بوده است. قضیه اصلاحات ارضی یك لطمه ای بر مملكت ما وارد كرده است كه تا شاید بیست سال دیگر ما نتوانیم این را جبرانش بكنیم مگر همه ملت دست به هم بدهند و كمك كنند تا سال بگذرد و جبران بشود این معنا. فرهنگ ما را یك فرهنگ عقب نگه داشته درست كرده است، فرهنگ ما را این عقب نگه داشته به طوری كه جوان های ما تحصیلاتشان در اینجا تحصیلات تام و تمام نیست و باید بعد از اینكه یك مدتی در اینجا یك نیمه تحصیلی كردند آن هم با این مصیبت ها، آن هم با این چیزها، باید بروند در خارج تحصیل بكنند. ما پنجاه سال است، بیشتر از پنجاه سال است دانشگاه داریم و قریب سی و چند سال است كه این دانشگاه را داریم لكن چون خیانت شده است به ما، از این جهت رشد نكرده، رشد انسانی ندارد، تمام انسان ها و نیروی انسانی ما را از بین برده است این آدم.

این آدم به واسطه نوكری كه داشته، مراكز فحشا درست كرده، تلویزیونش مركز فحشاست، رادیویش بسیاریش فحشاست، مراكزی كه اجازه دادند برای اینكه باز باشد، مراكز فحشاست، اینها دست به دست هم دادند. در تهران مركز مشروب فروشی بیشتر از كتابفروشی است، مراكز فساد دیگر الی ماشائالله است. برای چه سینمای ما مركز فحشاست. ما با سینما مخالف نیستیم ما با مركز فحشا مخالفیم. ما با رادیو مخالف نیستیم ما با فحشا مخالفیم. ما با تلویزیون مخالف نیستیم ما با آن چیزی كه در خدمت اجانب برای عقب نگه داشتن جوانان ما و از دست دادن نیروی انسانی ماست، با آن مخالف هستیم. ما كی مخالفت كردیم با تجدد، با مراتب تجدد مظاهر تجدد وقتی كه از اروپا پایش را در شرق گذاشت خصوصا در ایران، مركز چیزی كه باید از آن استفاده تمدن بكنند ما را به توحش كشانده است. سینما یكی از مظاهر تمدن است كه باید در خدمت این مردم، در خدمت تربیت این مردم باشد و شما می دانید كه جوان های ما را اینها به تباهی كشیده اند و همین طور سایر این جاها. ما با اینها در این جهات مخالف هستیم. اینها به همه معنا خیانت كرده اند به مملكت ما.

و اما نفت ما، تمام نفت ما را به غیر دادند، به آمریكا و غیر از آمریكا دادند، آنی كه به آمریكا دادند عوض چه گرفتند عوض، اسلحه برای پایگاه درست كردن برای آقای آمریكا. ما، هم نفت دادیم و هم پایگاه برای آنها درست كردیم. آمریكا با این حیله كه این مرد هم دخالت داشت، با این حیله نفت را از ما برد و برای خودش در عوض پایگاه درست كرد یعنی اسلحه آورده اینجا كه ارتش ما نمی تواند این اسلحه را استعمال بكند، باید مستشارهای آنها باشند، باید كارشناس های آنها باشند. این هم از ناحیه نفت كه این نفت ما را اگر چند سال دیگر خدای نخواسته این عمر پیدا كرده بود، عمر سلطنتی پیدا كرده بود، مخازن نفت ما را تمام كرده بود، زراعت مان را هم كه تمام كرده، این ملت بكلی ساقط شده بود و باید عملگی كند برای اغیار. ما كه فریاد می كنیم از دست این، برای این است. خون های جوان های ما برای این جهات ریخته شده، برای اینكه آزادی می خواهیم ما. ما پنجاه سال است كه در اختناق بسر بردیم، نه مطبوعات داشتیم، نه رادیوی صحیح داشتیم، نه تلویزیون صحیح داشتیم، نه خطیب توانست حرف بزند، نه اهل منبر می توانستند حرف بزنند، نه امام جماعت می توانست آزاد كار خودش را ادامه بدهد، نه هیچ یك از اقشار ملت كارشان را می توانستند ادامه بدهند و در زمان ایشان هم همین اختناق به طریق بالاتر باقی است و باقی بود و الا هم باز نیمه حشاشه او كه باقی است، نیمه حشاشه این اختناقی هم باقی است. ما می گوئیم كه خود آن آدم، دولت آن آدم، مجلس آن آدم، تمام اینها غیر قانونی است واگر ادامه به این بدهند اینها مجرمند و باید محاكمه بشوند و ما آنها را محاكمه می كنیم.

من دولت تعیین می كنم، من تو دهن این دولت می زنم، من دولت تعیین می كنم، من به پشتیبانی این ملت دولت تعیین می كنم، من به واسطه اینكه ملت مرا قبول دارد (تكبیر حضار) این آقا كه خودش هم خودش را قبول ندارد، رفقایش هم قبولش ندارند، ملت هم قبولش ندارد، ارتش هم قبولش ندارد، فقط آمریكا از این پشتیبانی كرده و فرستاده به ارتش دستور داده كه از او پشتیبانی بكنید، انگلیس هم از این پشتیبانی كرده و گفته است كه باید از این پشتیبانی بكنید. یك نفر آدمی كه نه ملت قبولش دارد نه هیچ یك از طبقات ملت از هر جا بگوئید قبولش ندارند، بله چند تا از اشرار را دارند كه می آورند توی خیابان ها، از خودشان هست این اشرار، فریاد هم می كنند، از این حرف ها هم می زنند لكن ملت این است، این ملت است (اشاره به حضار). می گوید كه در یك مملكت كه دو تا دولت نمی شود. خوب واضح است این، یك مملكت دو تا دولت ندارد لكن دولت غیرقانونی باید برود، تو غیرقانونی هستی، دولتی كه ما می گوئیم، دولتی است كه متكی به آرای ملت است، متكی به حكم خداست، تو باید یا خدا را انكار كنی یا ملت را. باید سرجایش بنشیند این آدم و یا اینكه به امر آمریكا و اینها وادار كند یك دسته ای از اشرار را این ملت را قتل عام كند.

ما تا هستیم نمی گذاریم اینها سلطه پیدا كنند، ما نمی گذاریم دوباره اعاده بشود آن حیثیت سابق و آن ظلم های سابق، ما نخواهیم گذشت كه محمدرضا برگردد، اینها می خواهند او را برگردانند، بیدار باشید. ای مردم! بیدار باشید، نقشه دارند می كشند، ستاد درست كرده مردیكه در آن جائی كه هست، روابط دارند درست می كنند، می خواهند دوباره ما را برگردانند به آن عهدی كه همه چیزمان اختناق در اختناق باشد و همه هستی ما به كام آمریكا برود. ما نخواهیم گذاشت، تا جان داریم نخواهیم گذاشت و من از خدای تبارك و تعالی سلامت همه شما را خواستار هستم و من عرض می كنم بر همه ما واجب است كه این نهضت را ادامه بدهیم تا آنوقتی كه اینها ساقط بشوند و ما به واسطه آرای مردم، مجلس سنا درست بكنیم و دولت اول را، دولت دائمی را (مقصود من از مجلس سنا مجلس موسسان بود، نه مجلس سنا. مجلس سنا اصلش یك حرف مزخرفی است، همیشه بوده.) تعیین بكنیم.

و من باید یك نصحیت به ارتش بكنم و یك تشكر از یكی از اركان ارتش، یك قشرهائی از ارتش. اما آن نصحیتی كه می كنم این است كه ما می خواهیم كه شما مستقل باشید، ماها داریم زحمت می كشیم، ماها خون دادیم، ماها جوان دادیم، ماها حیثیت و آبرو دادیم، مشایخ ما حبس رفتند، زجر كشیدند، می خواهیم كه ارتش ما مستقل باشد. آقای ارتشبد! شما نمی خواهید شما نمی خواهید مستقل باشید

آقای سرلشكر! شما نمی خواهید مستقل باشید، شما می خواهید نوكر باشید من به شما نصحیت می كنم كه بیائید در آغوش ملت، همان كه ملت می گوید بگوئید، ما باید مستقل باشیم، ملت می گوید ارتش باید مستقل باشد، ارتش نباید زیر فرمان مستشارهای آمریكا و اجنبی باشد، شما هم بیائید، ما برای خاطر شما این حرف را می زنیم، شما هم بیائید برای خاطر خودتان این حرف را بزنید، بگوئید (ما می خواهیم مستقل باشیم، ما نمی خواهیم این مستشارها باشند.) ما كه این حرف را می زنیم كه ارتش باید مستقل باشد، جزای ما این است كه بریزید توی خیابان خون جوان های ما را بریزید كه چرا می گوئید من باید مستقل باشم ما می خواهیم تو آقا باشی.

و اما تشكر می كنم از این قشرهائی كه متصل شدند به ملت، اینها آبروی خودشان را، آبروی كشورشان را، آبروی ملت شان را اینها حفظ كردند. این درجه دارها، همافرها، افسرهای نیروی هوائی، اینها همه مورد تشكر و تمجید ما هستند و همین طور آنهائی كه در اصفهان و در همدان و در سایر جاها، اینها تكلیف شرعی، ملی، كشوری خودشان را دانستند و به ملت ملحق شدند و پشتیبانی از نهضت اسلامی ملت را كردند ما از آنها تشكر می كنیم و به اینهائی كه متصل نشدند می گوئیم كه متصل بشوید به اینها، اسلام برای شما بهتر از كفر است، ملت برای شما بهتر از اجنبی است. ما برای شما می گوئیم این مطلب را، شما هم برای خودتان این كار را بكنید، رها بكنید این را، خیال نكنید كه اگر رها كردید ما می آئیم شما را به دار می زنیم. این چیزهائی است كه شماها یا كسان دیگر درست كرده اند والا این همافرها و این درجه دارها و این افسرها كه آمدند و متصل شدند، ما با كمال عزت و سعادت آنها را حفظ می كنیم و ما می خواهیم كه مملكت، مملكت قوی باشد، ما می خواهیم كه مملكت دارای یك نظام قدرتمند باشد، ما نمی خواهیم نظام را به هم بزنیم، ما می خواهیم نظام محفوظ باشد لكن نظام ناشی از ملت در خدمت ملت، نه نظامی كه دیگران سرپرستی اش را بكنند و دیگران فرمان به آن بدهند.

والسلام علیكم ورحمت الله وبركاته

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم بهمن 1389ساعت 12:16  توسط Author  | 

روزی كه تانكها مقابل مردم كم آوردند.

برگی از وقایع انقلاب در مشهد به قلم سرلشكر فیروزآبادی، رئیس ستاد كل نیروهای مسلح؛

- دكتر سیدحسن فیروزآبادی در سال 1330 هجری شمسی در یك خانواده مذهبی در شهر مشهد مقدس متولد و تحصیلات خود را تا مقطع دكتری در مشهد ادامه داد و از دانشگاه علوم پزشكی مشهد با معدل عالی دكترای پزشكی را اخذ نمود.

وی قبل از پیروزی انقلاب اسلامی در شهریور 1357 با وقوع زلزله برای درمان مصدومان و كمك به زلزله زدگان به شهرستان طبس عزیمت و در مبارزات سیاسی قبل از پیروزی انقلاب اسلامی از چهره های شاخص در بین مبارزان در سطح دانشگاه و شهرستان مشهد بود و در حین مبارزات به وسیله عوامل ساواك دستگیر و زندانی شد.

- قبل از پیروزی انقلاب اسلامی در درسهای رهبر معظم انقلاب در مساجد كرامت و امام حسن مجتبی(ع) شركت می نمود و پس از پیروزی انقلاب اسلامی با صدور پیام حضرت امام خمینی (ره) مبنی بر تأسیس جهاد سازندگی به آن سازمان پیوست و به عنوان مؤسس و عضو شورای مركزی جهاد خراسان مشغول به كار شد.

- در سال 1360 توسط شهید بزرگوار رجایی به عنوان رئیس جمعیت هلال احمر و نیز به سمت معاون امور دفاعی نخست وزیر منصوب و در طول دفاع مقدس هشت ساله مسؤولیت جانشینی نخست وزیر در قرارگاه خاتم(ص)، ستاد امداد و درمان جنگ كشور، امور پناهگاهها و دفاع غیرعامل، پدافند شیمیایی، میكروبی و هسته ای، مهندسی صنعتی جنگ، كمیته ساخت موشك زمین به زمین و... را برعهده گرفت.

- در سال 1368 به فرمان فرمانده كل قوا به ریاست ستاد كل نیروهای مسلح منصوب و در كنار مسؤولیت سیاستگذاری و هدایت عمومی نیروهای مسلح، عضو شورای عالی امنیت ملی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و عضو بسیج مستضعفین بوده و در سال 1374 از سوی فرماندهی معظم كل قوا به درجه سرلشكری نایل شد.

- ایشان همچنین عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشكی تهران و دانشگاه علوم پزشكی بقیة ا... الاعظم(عج) و رئیس هیأت امنای دانشگاه عالی دفاع ملی بوده و تاكنون مقالات فراوانی از جمله جنبش نرم افزاری «نهضت تولید علم»، رسالت نیروهای مسلح از دیدگاه حضرت امام خمینی (ره) و دهها مقاله پژوهشی ارایه داده است.

***

مراد و مرید

خمینی مراد مردان بود، من و امثال من به مریدی برای یكی از مریدان وی هم نرسیده بودیم.

دستغیب، مدنی، قاضی، صدوقی، اشرفی، بهشتی، خامنه ای، مطهری، مفتح و باهنر از مریدان خمینی بودند كه هر یك خود مرادانی به انتها بودند.

همه خود را در خمینی ذوب كردند، همچنان كه خمینی خود را در اسلام ذوب كرده بود. خمینی نهضت را آغاز می كند .

همه ایران، همه عالم، حلقه خمینی می شود. عاشقان، با عشق خمینی وضو می سازند و نماز می گزارند. در این عبادتگاه علوی و زهرایی همه گرد می آیند، این جا حسینیه می شود .

با توجه به این كه قلبم به قلب امام اقتدا كرده بود، توفیق پیدا كردم كه مجموعه گنجینه دل را در رابطه با خاطراتم راجع به انقلاب اسلامی و روزهای پرالتهاب مبارزه علیه طاغوت در شهر مشهد مقدس بنویسم. آنچه را كه این ذره ناچیز از امت امام در جریان انقلاب اسلامی با آن مواجه شده و یا در صفحه بیكران شطرنجی انقلاب اسلامی در خانه هایی نقشی را برعهده گرفته بازگو كنم.

تظاهرات مردمی

تظاهرات هر روز و هر شب ادامه داشت. تظاهرات شبانه به صورت جنگ و گریز با مأموران حكومت نظامی بود كه یك شب هم ما مورد تعقیب یك خودروی نظامی قرار گرفتیم و وقتی بعد از گذشتن از چند خیابان به منزل پناه بردیم، آنها به پشت در منزل آمدند و تیراندازی هوایی كردند. اما راهپیمایی روزانه كه توسط مسؤولان آن روز انقلاب سازماندهی می شد معمولاً در مشهد از میدان شهدا آغاز می شد و مسیرهای مختلف را طی می كرد و از میدان شهدا مستقیماً به حرم حضرت رضا(ع) می رفتند. این راهپیماییها عموماً با شعارهای طراحی شده انجام می گرفت و عموم مردم در مسیرهای محل زندگی خودشان (مانند راهپیمایی 22 بهمن اكنون كه در شهرها برگزار می شود یا راهپیماییهای روز قدس) زن و مرد، بچه و كهنسال با خودشان پرچمها و عكسهای مبارك حضرت امام و تصاویر شهدا را حمل می كردند كه بعد از میدان شهدا با دل سپردن به شعارهایی كه از بلندگوی مركزی پخش می شد و تكرار شعارها در راهپیمایی، نقش خودشان را برعهده می گرفتند. در همین راهپیماییهای اولیه به خوبی مشاهده شد كه راه گروهكها از راه امام جداست. به خاطر این كه منافقین تظاهرات خود را طوری برگزار می كردند كه در زمانی كه مردم راهپیمایی را از میدان شهدا شروع می كردند و به میانه راه یعنی چهارراه شهدا می رسیدند، آنان در حال برگشتن از سمت حرم حضرت رضا(ع) بودند و این خودش حكایت از رویارویی آنها با حركتهای مردمی بود كه ما به خوبی از این مسأله استفاده می كردیم و تذكر می دادیم.

در یكی از راهپیماییهای بزرگ كه برگزار شد، منافقین با فریب دادن برادر یكی از روحانیان خوشنام مشهد كه نقش مهمی هم در انقلاب به عهده داشت، او را به میان خودشان كشیدند و از مردم درخواست كردند (به خصوص دانشجویان) كه به باشگاه دانشگاه بروند. من هم آن جا رفتم. در طول مسیر راهپیمایی از میدان شهدا تا حرم حضرت رضا(ع) این برادر روحانی كه فریب خورده بود، توسط بلندگو جلوی مردم قرار می گرفت و برای مردم توضیح می داد كه منافقین منحرف نیستند. این عكس شهدای منافقین است و جزو شهدا محسوب می شوند. می گفت: مردم! اینها در مقابل مردم نیستند، بلكه در متن مبارزه اند. شما با اینها مخالفت نكنید و به كسانی كه با اینها مخالفت می كنند، توجه نكنید. متأسفانه سخت ترین روز ما در جریان مبارزه این روز بود كه چطور یك روحانی، یك مبارز و برادر یكی از چهره های انقلاب را منافقین توانستند منافقانه به كار بگیرند.

كار انقلاب روز به روز پیش می رفت، جرأت و جسارت مردم بیشتر می شد و حركتهای مردمی در سراسر كشور اوج می گرفت و به موازات آن در مشهد هم همین طور بود، بنابراین راهپیمایی در یكی از روزها به نحوی ترتیب داده شده بود كه از خیابان حضرت امام به سمت چهارراه لشكر و از آن مسیر به سمت حرم مطهر حضرت رضا(ع) انجام گیرد. چون در نزدیكی چهارراه لشكر استانداری بود و بعد هم لشكر 77، بنابراین به لشكر 77 دستور داده شده بود كه تانكهای خودش را برای ترساندن مردم در صحنه بیاورد. تانكها را آورده بودند و وقتی ابتدای مسیر راهپیمایی كه گروه زنان شعار دهنده انقلابی به محل تانكها رسیدند، تانكها را روشن و یك سری تحركاتی از خودشان نشان دادند و این موجب شد كه جوانان انقلابی تانكها را به آتش بكشند و البته نقطه ضعف تانكها از قبل شناسایی و روش به آتش كشیدن آنها معلوم شده بود. بنابراین تیراندازی انجام گرفت و بخش مهمی از راهپیمایی به التهاب كشیده شد. راهپیمایی ادامه پیدا كرد تا دوباره به پایان مسیر كشیده شد. در همین اثنی یكی از مهمترین، زیباترین و یكی از فرازهای انقلاب اسلامی در مشهد به وقوع پیوست. قبلاً (سال 55) باید توضیح می دادم كه چگونه رژیم به بهانه توسعه اطراف حرم مطهر، طرح امنیتی تهیه كرده بود برای خراب كردن بازار و بازار را در نقطه مشخص دیگری می توانستند بسازند همچنان كه بازار رضا(ع) را احداث كردند.

بستن مدرسه علمیه نواب

مدارس علمیه را تخریب كردند و فقط سردربهای آن را باقی گذاشتند و مدرسه نواب را كه امكانات وقفی نداشت، بستند و از ورود طلبه ها به آن جلوگیری كردند. در آن واقعه من به عنوان یك دانشجو و به عنوان كسی كه دست پرورده مكتب نهضت امام خمینی«ره» و یكی از شاگردان پرشور ایشان یعنی حضرت آیة ا... العظمی خامنه ای بود، حضور داشتم.

روحانیان محترم محله های شهر مشهد را دیدم. اجتماعی از آنها تشكیل دادیم و با آنها در میان گذاشتیم كه حالا چون رژیم مدارس علمیه را تعطیل كرده و طلبه ها سرگردان شده اند باید تحت پوشش، یك مبارزه علیه رژیم آغاز بشود.

بعد از مباحثاتی كه كردیم به این نتیجه رسیدیم كه از مرحوم كافی (واعظ معروف) دعوت كنیم به مشهد بیایند و ایشان در بین سخنرانی به مردم توصیه كنند، حالا كه مدارس علمیه تخریب شده و بعضی مدرسه ها بسته و تعطیل شده اند و طلبه ها جایی برای استراحت و تحصیل ندارند، مردم امكانات مردمی مثل مساجد، حسینیه ها و خانه های خودشان را در اختیار طلاب قرار دهند و بدین وسیله ضمن افشاگری رژیم، طرح را اجرا كنیم.

با راهنماییهایی كه توسط همان افراد به من شد، افرادی كه آقای كافی را از تهران دعوت می كردند را شناسایی كردم، برادرانی بودند كه ظاهراً یكی از آنها در چهارراه دروازه طلایی فروشگاه پارچه كیلویی داشت. به آنها مراجعه كردیم، بعد هم پذیرفتند. آقای كافی را دعوت كردند موضوع با ایشان توسط روحانیان در میان گذاشته شد.

شب موعود فرا رسید، ایشان به منبر رفتند و ما هم ضبط خودمان را برداشتیم كه سخنرانی را ضبط كنیم و بعد آن نوار را تكثیر و توزیع كنیم تا این افشاگری اثر قوی تری در بین مردم برای دفاع از روحانیت و مدارس علمیه ایجاد كند.

ولی وقتی به پای سخنرانی رفتیم هر چه بیشتر نشستیم كمتر شنیدیم. سخنرانی تمام شد و چیزی در این باب گفته نشد. من مجدداً به اجتماع برادران روحانی كه با آنها صحبت كرده و طرح را تهیه كرده بودیم، رفتم، هیچ كس به من تعارف نكرد و حرفی نزد.

بعد از چند دقیقه یك نفر با اشاره با صدای بلند به من گفت: «آه دلسوخته را باشد اثر» و دوباره به جلسه خودشان ادامه دادند. من ساعتی در آن جا معطل ماندم.

در نهایت صدایم در آمد و عرض كردم، آقایان! لطفاً به من بگویید نتیجه كار چه شد؟ یك نفر دیگر به من رو كرد و گفت «جواب شما داده شده. هنوز نگرفته ای؟ این آقا كه به شما گفتند آه دلسوخته را باشد اثر» و من با ناامیدی ضبط را برداشتم و از آن مجلس بیرون آمدم و دیگر چیزی برای دنبال كردن واقعه به ذهنم نرسید.

حالا كه اوج جریان مبارزه و پیشرفت انقلاب بود، یكی از مهمترین كارها گشودن درب مدرسه نواب بود كه توسط عوامل رژیم به تعطیلی كشانده شده بود و مدرسه متروك و محجور گذاشته شده بود. بنابراین چند نفر از علمای طراز اول آن روز مشهد مثل حضرت آیة ا... شیرازی امام جمعه سابق مشهد، حضرت آیة ا... مرعشی كه آن روز در انقلاب نقش داشتند و برخی علمای مهم دیگر مشهد، اعلامیه امضا كردند مبنی بر این كه فردا ساعت هشت صبح برای گشودن درب مدرسه نواب مراجعه خواهند كرد.

اطلاعیه به سرعت در سطح شهر تكثیر شد و ما با امیدواری فردای آن روز ساعت هشت به درب مدرسه نواب مراجعه كردیم.

متأسفانه مواجه شدیم با این موضوع كه پلیس مدرسه را محاصره كرده و مقابل مدرسه هم امكانات قوی مستقر كرده كه كسی تجمع نكند و به مدرسه وارد نشود. یك قدری در خیابان سرگردان شدیم، یكی از دوستان دانشجو به من رسید و گفت: چرا نگرانی؟

گفتم كه خوب آقایان اعلامیه داده اند برای اینكه امروز ساعت هشت صبح درب مدرسه نواب گشوده بشود و الان ساعت 9 صبح است، ولی هیچ خبری نیست و این حیثیت روحانیت را تحت تأثیر قرار می دهد.

او گفت: من با یكی از این علما دوست و آشنا هستم و رفت و آمد دارم. با هم به منزل ایشان رفتیم و در منزل ایشان چند كلمه ای صحبت كردیم و آقا تأیید فرمودند كه این كار باید صورت بگیرد، ولی فرمودند كه من رأساً اقدامی نخواهم كرد. به خاطر اینكه بین روحانیت نباید تفرقه ایجاد بشود و ما باید موضع واحدی داشته باشیم و وحدت را حفظ بكنیم.

چند لحظه ای نشسته بودیم كه یك فرد روحانی آمدند و تأكید كردند كه باید اعلامیه اجرا بشود، چند لحظه بعد روحانی دیگری كه در همه جریانات انقلاب در مشهد و در مبارزات به عنوان سرباز خط مقدم با روحیه بسیار خوب و قوی حاضر می شد ، آمد و با عصبانیت مطالبی را گفت كه چرا آقایانی كه اعلامیه امضا می كنند، پای قول خودشان نیستند.

ما به او نصیحت كردیم كه آقا لطفاً رعایت حرمت روحانیت و مرجعیت را بكنید. درست است كه اعتراض باید صورت بگیرد، اما نه با این وصفی كه شما اعتراض می كنید!

قبول نكرد و گفت: من این آقایان را می شناسم، باید تكلیف ما را امروز روشن كنند.

در همان جا نشستیم و حضرت آیة ا... شیخ ابوالحسن شیرازی با همه علما تماس گرفتند و در نهایت، نتیجه این شد كه علما به توافق رسیدند كه مردم بروند جلوی در منزل حضرت آیة ا... العظمی شیرازی اجتماع كنند و علما تك تك به منزل ایشان بروند و وقتی همه علما جمع شدند، با كمك مردم برای باز كردن درب مدرسه نواب عازم بشوند.

ما بسیار خوشحال، مسرور و شادمان از این موفقیت به جلوی در منزل حضرت آیة ا... العظمی شیرازی رفتیم، در قدم اول پشت در نشستیم و به مردم اعلام كردیم كه محل قرار همین جاست، مردم این جا بنشینید، الان علما تشریف می آورند و می رویم مدرسه نواب را باز می كنیم.

مردم هم بسیار خوشحال شدند و همه نشستند همه علما آمدند، آنقدر جمعیت پشت سر ما نشست كه فاصله بین در منزل حضرت آیة ا... العظمی شیرازی و درب مدرسه نواب از جمعیت پر شد به طوری كه وقتی علما تصمیم گرفتند برای باز كردن درب مدرسه نواب اقدام كنند، كوچه ای در بین مردم باز شد و علما از منزل بیرون آمدند و از داخل این كوچه مردمی به داخل مدرسه نواب رفتند و هیچ مانع، برخورد و درگیری پیش نیامد.

متأسفانه وقایع و حوادث در داخل مدرسه نواب طوری بود كه موجب خشم مردم شد. وضع بهم ریخته مدرسه و وضع بهم ریخته حجره ها كه توسط ساواك ایجاد شده بود، از جمله آتش زدن كتابها كه در بین آن تعدادی قرآن مشاهده می شد، موجب خشم عمومی شد. كتابفروشی كه فرد متدین و متعصبی است قرآن سوخته ای را بر سر دست گرفته بود با عصبانیت داد می زد كه «مردم قرآنها را آتش زدند» مردم تقریباً همه گریه می كردند و بر سر و سینه می زدند و شعار می دادند «مرگ بر این سلطنت پهلوی - مرگ بر این سلطنت پهلوی»

از زیباییهای آن روز این بود كه با توجه به این كه تجمع اختیاری بود و هركس اراده می كرد برای بازكردن مدرسه نواب بیاید در این اجتماع شركت می نمود، ما افرادی را در جمعیت ملاحظه كردیم كه مثلاً از كارمندان دانشكده پزشكی و بیمارستان امام رضا(ع)، پرستاران، كادر بهیاری، كادر خدماتی بیمارستان، همین طور همسایه ها، دوستان، دانشجویان و اقشار مختلف بودند و یكی از روزهای قوت بخش به قلب ما بود.

خوب این جمعیت عصبانی و آتش گرفته از غم ستمهای رژیم ستمشاهی بود. وقتی از مدرسه نواب بیرون آمدیم، با عصبانیت مسیر را در خیابانها ادامه دادیم و از آن جا به سمت خیابان طبرسی آمدیم. در خیابان طبرسی و میدان طبرسی یك یگان ارتشی مستقر شده بود و چند نفر سرباز تفنگها را به سمت مردم نشانه گرفته بودند. هركس از نبش میدان وارد می شد با تیر می زدند.

یكی دو نفر اول را به شهادت رساندند، ولی بعداً من به چشم خودم دیدم سربازی نشانه می رفت و سرباز دیگر با دست یا با تفنگ او را منحرف می كرد تا گلوله اش به فردی كه از آن جا می گذشت، نخورد.

خوب، عبور كردن از یك مسیر حدود چهل متری از مقابل تیر مستقیم سربازان در فاصله حدود سی متری آسان نبود، ولی تقریباً همه جمعیت از این نقطه عبور كردند. فقط میوه ها، كه در این مسیر قرار داشت زیر پای افراد تظاهرات كننده له شد.

بعد از گذشتن از این مسأله، اتفاق تازه ای پیش آمد. تعداد زیادی «كوكتل مولوتف» كه توسط مردم تهیه شده بود به گروه تظاهرات داده شد از این به بعد شكستن شیشه بانكها و آتش زدن آنها در مسیر با قوت دنبال شد و در چند نوبت از داخل منازل، كوكتل مولوتف و وسایل آتش زا به تظاهرات كنندگان تحویل می دادند.

دوباره جمعیت به چهارراه شهدا بازگشت و در حالی كه دو اتوبوس گارد در جلوی منزل حضرت آیة ا... العظمی شیرازی مستقر شده بودند، گروه تظاهرات كننده به جلوی منزل ایشان رفتند و شعارهای محكم می دادند.

گروه گارد پیاده شدند و با گاز اشك آور سعی كردند كه جمعیت را پراكنده كنند. گاز اشك آوری در كنار دختر بچه ای افتاد كه مادرش دست او را گرفته بود. من خودم را به سرعت به گاز اشك آور رساندم و آن را از منطقه به دور پرتاب كردم، یعنی به سمت خود مأموران، ولی خودم سوختم، بلافاصله به یك نفر كه با گاری دستی هندوانه می فروخت، مراجعه كردم و هندوانه ای كه برای نمونه شكسته بود، برداشتم مغز داخلش را بیرون آوردم و به صورت، چشمها، گردن و دستهایم مالیدم و همچنین به آن دختربچه نیز دادم.

صاحب هندوانه نه تنها اعتراضی نكرد، بلكه بسیار خوشحال شد و از این اقدام من استقبال كرد.

روزهای خوشی بود آن رفتار مردم. رفتار وعده داده شده در دوران حكومت حضرت مهدی(عج) بود، البته این حال در بین ملت ایران تا چند سال (تقریباً تا سال 1361) ادامه پیدا كرد تا زمانی كه منافقین و گروهكها با تحركات ناجوانمردانه خود دلهای مردم را شكستند و زنجیرهای اعتماد را پاره كردند.

در این روز درگیریها در سطح شهر پراكنده شد. مردم مبارزه را با مأموران رژیم رها نكردند و به سمت میدان شهدا حركت كردند، برای خراب كردن باقیمانده پایه مجسمه شاه.

در نزدیكی میدان شهدا دوباره تظاهرات كنندگان مورد تهاجم و تیراندازی مستقیم مأموران نظامی قرار گرفتند. البته در عین حال و در همین شرایط در حالی كه ما دچار این گرفتاریها بودیم، فردی نظامی را ملاحظه كردم كه با ژ-3 آمده بود نان تهیه كند. او را محاصره و با او صحبت كردیم كه سلاح او را بگیریم، ولی وقتی اظهار كرد كه بسیار گرفتار و بدبخت خواهد شد، با ترحم اسلامی از او صرف نظر و او را رها كردیم. حوادث بسیار شیرین، نورانی و درخشنده ای در روزهای بعد پیش آمد.

تظاهرات مردمی مقابل استانداری

قرار دیگری گذاشته شد در میدان شهدا، فردی با موتور آمد و اعلام كرد كه محل قرار امروز به جلوی درب استانداری انتقال پیدا كرده است. ما نیز با هر وسیله ای كه شده بود خودمان را به جلوی استانداری رساندیم و دیدیم كه تانكهای نظامی رژیم تا جلوی درب استانداری آمده اند و در چند متری درب استانداری در وسط خیابان پشت سر هم به صف ایستاده اند. مردم در اطراف درب استانداری اجتماع كردند و از داخل استانداری خبر می رسد كه قرار است كارمندان آن بیایند و به ملت بپیوندند.

پیوستن استانداری به ملت به معنای تسلیم حكومت در مشهد بود، بنابراین مهمترین كار این بود كه از تصرف استانداری توسط نیروهای رژیم جلوگیری بشود. من هم به عنوان یك قطره از دریای ملت شریف و انقلابی ایران به همراه مردم به سمت تانكها رفتیم و در نزدیكترین فاصله جلوی تانك اول كه روشن هم بود، روی زمین نشستیم و بقیه مردم هم پشت سر هم نشسته بودند و به این وسیله راه حركت تانكها سد شد. هر چقدر تانكها مانور دادند كه حركت كنند هیچ اثری بر افرادی كه روی زمین نشسته بودند و در مقابل تانكها با دست خالی ایستادگی می كردند، نداشت.

بنابراین بعد از نیم ساعت كه وضعیت به همین صورت گذشت كارمندان استانداری بیرون آمدند و با خواندن یك نامه اعلام وفاداری به امام خمینی«ره» و انقلاب اسلامی، پیوستن خودشان را به مردم اعلام كردند و اولین پیروزی انقلاب در مشهد تحقق یافت.

منبع : روزنامه قدس

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم بهمن 1389ساعت 12:16  توسط Author  | 

آمریکا، اسرائیل و تشکیل سازمان امنیت و اطلاعات کشور (ساواک)

پژوهشگر: امید وقوفی 
          
         

دخالتهای بیگانگان به ویژه آمریکا در امور داخلی کشورمان بیش از هر زمان دیگر در دورانی متجلی گشت که ایالات متحده اقدامات گسترده ای را بر علیه خواست و مطالبه ملت ایران در دوران انقلاب اسلامی اسلامی صورت داد. در این مقاله به تشکیل سازمان امنیت و اطلاعات کشور که به اختصار به سازمان ساواک مشهور شده بود به عنوان نمود یکی از آشکارترین اقدامات مداخله گرانه امریکا در امور داخلی ایران خواهیم پرداخت.
         
          آمریکا از جنبش های ملی ایران به ویژه از جنبش های دوران حکومت دکترمصدق و ملی شدن صنعت نفت تجربه تلخی داشت , پس از کودتا28ی مرداد به تدریج آمریکایی ها تعریفی دقیقی از امنیت ملی در ایران صورت دادند و تلاش خود را برای تقویت پایه های امنیت حکومت پهلوی دوچندان نمودند. در این زمینه, شاهد شکل گیری ساواک در سال ١٣٣٥ توسط اعضای سیا هستیم. قانون تشکیل سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک ) در اسفند 1335 به تصویب مجلسین شورای ملی و سنا و سپس به امضای شاه رسید. بر اساس ماده اول قانون مذکور هدف از تاسیس ساواک حفاظت از امنیت کشور و جلوگیری از هر گونه توطئه علیه مصالح عمومی کشور بود. ساواک از نظر تشکیلاتی وابسته به نخست وزیری بود و رئیس آن سمت معاونت نخست وزیر را داشت و با فرمان شاه منصوب می شد .[1]
          ساواک با طرح و برنامه ریزی مستشاران آمریکایی تاسیس شد و تیمور بختیار که تا آن زمان ریاست فرمانداری نظامی را بر عهده داشت و نزد مستشاران آمریکایی شاغل در اداره دوم ارتش محبوبیت زیادی بدست آورده بود با نظر آمریکایی ها به ریاست ساواک منصوب شد .[2] سازماندهی ساواک توسط مستشاران آمریکایی بر اساس سازمان « سیا »[3] انجام گرفته شد با این تفاوت که « سیا » تنها وظیفه بررسی اطلاعات خارجی را بر عهده داشت و وظیفه امنیت داخلی آمریکا بر عهده اف . بی . آی[4] بود اما ساواک هم اطلاعات خارجی و هم امنیت داخلی را در حیطه وظیفه و اختیار خود داشت . در حقیقت ساواک از نظر کارکرد ترکیبی از وظایف دو سازمان « سیا » و اف . بی . آی را بر عهده داشت .
         
          با تاسیس ساواک فعالیت های ضد براندازی و ضد جاسوسی از عهده شهربانی خارج شد و اداره کل سوم ساواک مشمول ضد براندازی و اداره کل هشتم آن مسئول عملیات ضد جاسوسی شد. گردآوری اطلاعات غیرنظامی از کشورهای همسایه و کشورهای هدف از عهده رکن دوم ستاد ارتش خارج و به اداره کل دوم ساواک محول شد و اداره کل هفتم ساواک مسئول بررسی اینگونه اطلاعات گردآوری شده قرار گرفت .[5] پس از تاسیس رسمی ساواک باتوجه به خواست آمریکایی ها ساواک و سازمان جاسوسی اسرائیل وارد ارتباط وهمکاری با یکدیگر شدند وماموران ساواک را آموزش می دادند.
         
          تشکیلات ساواک
         
          ساواک دارای تشکیلات وسیعی بود و از سه قسمت زیر تشکیل یافته بود :
         
          ١ ـ اداره کل یکم : در راس این اداره رئیس ساواک قرار داشت و شامل بخش های کارگزینی , ارتباط و مخابرات , عملیات سری , بخش تشریفات , مشاوران و بازرسان و دبیرخانه بود.
         
          ٢ ـ اداره کل دوم : کار این شعبه کسب اطلاعات در خارج از کشور بود و با ستاد ارتش همکاری داشت .
         
          ٣ ـ اداره کل سوم : این شعبه به کمیته شهرت داشت و مسئولیت حفظ امنیت داخلی کشور را به عهده داشت . کمیته مرکب از نمایندگان ارتش , شهربانی و ژاندارمری بود.
         
          ساواک برای اهداف زیر به وجود آمده بود :
         
          الف ) تامین امنیت منافع آمریکا و رژیم استبدادی شاه و سرکوب توده های مردم
          ، این سرکوب نه تنها از طریق کشتار , شکنجه , زندان , تبعید , احضار و غدغن کردن اجتماعات انجام می گرفت , بلکه از راه هایی چون خبرچینی , پرونده سازی , دخالت در زندگی شخصی افراد , توطئه چینی , فاشیزه کردن محیط کار و زندگی , نظامی کردن همه شئون , ایجاد سازمان های فاشیستی صورت می گرفت و توسعه می یافت.
         
          ب ) اشاعه فرهنگ استعماری و سرکوب فرهنگ مذهبی و ملی مردم
          پخش و اشاعه ی فرهنگ نو استعماری گاه به طور مستقیم از طریق سازمان های جاسوسی صورت می گرفت , مانند انجمن های دوستی ایران و آمریکا , ایران و انگلیس , سپاهیان صلح , میسیون های مذهبی , کلوپ های مختلف , کنفرانس های علمی که بودجه آن از طریق بنیادهای خصوصی و گاه ازطریق ساواک تامین می شد. این سازمان با در دست داشتن رادیو , تلویزیون , اداره هنرهای زیبا , سازمان هدایت جوانان , کاخ جوانان , بنگاه های تعاونی روستایی , سازمان های دولتی دانشجویی به پخش فرهنگ استعماری می پرداخت . همکاری ساواک با سازمان های جاسوسی بیگانه برای توطئه , خرابکاری , پرونده سازی , تربیت گروه های ضدپارتیزانی , اجرای نقشه کودتا بود. همکاری ساواک با پلیس در کشورهای خارجی و روابط با سازمان های جاسوسی آن ها به منظور پرونده سازی برای دانشجویان مبارز خارج از کشور و توطئه علیه آنان و سازمان های آن ها بود.
         
          پس از برکناری بختیار ریاست ساواک بر عهده پاکروان قرار گرفت و حسین فردوست با عنوان قائم مقام ساواک وارد آن سازمان شد. در این دوره ماموران ساواک توسط یکی از اساتید سازمان جاسوسی اسرائیل (موساد) تحت آموزش « بازجویی » قرار گرفتند. به نظر سیا، نقش اصلی که ساواک می باید ایفا می کرد حفظ ثبات کشور بود.[6] رژیم شاه باهدایت و زیر نظر آمریکاییها به استفاده از مربیان و متخصصان اسرائیلی اقدام نمودند و اسرائیلی ها هم با استفاده از فرصت به دست آمده، ضمن آموزش نیروهای ساواک، قسمت اعظم اطلاعات خود را درباره کشورهای عربی بین ایران و اسرائیل از طریق ساواک به دست می آوردند.
          فردوست در این خصوص می گوید:
         
          «هنگامی که از انگلستان و آمریکا درخواست اسناد ضد براندازی کردم، صلاحشان نبود که بفرستند و می خواستند که ساواک وابسته و متکی به اسرائیل باشد ».
         
          همچنین اشاره میکند:
         
          «... در آغاز، دو یا سه تیم و هر تیم مرکب از حدود ده نفر از ادارات کل عملیاتی (دوم، سوم، هشتم) برای آموزش به اسرائیل اعزام شدند. مدت آموزش هر تیم بین یک تا دو سال و نتیجه آموزش، عالی بود».
          اسرائیل از آموزش و تجهیز ساواک اهدافی ذیل را پی می گرفت:
         
          1 ـ آغاز روابط
          یکی از مهمترین و اصلی ترین اغراض اسرائیل در امر آموزش و تجهیز امکانات اطلاعاتی کشورهای گوناگون دست یابی به متحدانی تحت سلطه تشکیل پایگاه در نقاط مختلف جهان و برقراری و گسترش روابط رسمی دیپلماتیک است . اگرچه رژیم صهیونیستی با ارسال تجهیزات تکنولوژیک نظامی اطلاعاتی خود به منافع بیشمار مادی دسترسی پیدا می کند ولی در واقع اغراض خاص دیگری را پیگیری می کند. صهیونیست ها با وابسته کردن کشورها آن ها را تحت انقیاد خود درآورده و سران آنها را وادار به پذیرش روابط رسمی و یا شناسائی رژیم غاصب به عنوان یک کشور در عرصه جهانی می کنند.
         
          2 ـ تعمیم ارتباط اطلاعاتی
          یکی از اهداف اساسی اسرائیل ایجاد ارتباط اطلاعاتی و سپس تقویت گسترش آن در ابعاد سیاسی فرهنگی و اقتصادی است . ارتباط اطلاعاتی از جایگاه ویژه ای در نزد سران صهیونیستی برخوردار است . امر آموزش و تجهیز نیز سرفصل و آغازگر ارتباط اطلاعاتی اسرائیل با دیگر کشورهاست . اسرائیل تحت پوشش آموزش در بدنه سازمان اطلاعاتی بعضی کشورها نفوذ می کند و آنگاه با گسترش روابط خود در جنبه های مختلف فنی و فرهنگی نیز رسوخ می کند. این شیوه بارها توسط اسرائیل مورد استفاده قرار گرفته است .
          « در ... دهه 1950 و اوایل دهه 1960 تمامی آموزش ساواک به وسیله سازمانهای اطلاعاتی بین المللی انجام می شد اما در 1966 (1345 ) ساواک قادر به آموزش پرسنل خود از لحاظ مبانی کار اطلاعاتی بود . اگرچه ماموران ساواک اغلب برای آموزش تخصصی به آمریکا، اسرائیل، انگلیس، فرانسه و آلمان می رفتند و مربیانی از این کشورها گهگاه برای آموزش به ایران می آمدند .[7]
          در آن دوران روابط ایران و اسرائیل در سطحی گسترده تر و در قالب ارتباطهای دوجانبه و سه جانبه ادامه داشت :
          « ... بتدریج ساواک در زمینه آموزش به خودکفایی رسید و اساتید کافی تربیت شد ولی رابطه با اسرائیل قطع نشد و گاهی از اساتید اسرائیلی دعوت به عمل می آمد و گاهی هیئتهای 5 ـ6 نفره در مواردی که استاد مربوطه نمی توانست به تهران بیاید به اسرائیل اعزام می شد. ... » [8]
         
          3 ـ تشکیل سازمان اطلاعاتی مشابه
          نیروهای اطلاعاتی کشوری که به آموزش و بازسازی سازمان اطلاعاتی و امنیتی کشور دیگر مبادرت می کند خواسته یا ناخواسته و در درازمدت می کوشد سازمانی مشابه سازمان خود بازسازی و پرورش دهد. برای نمونه در ابتدا آمریکایی ها با تاسیس « سازمان اطلاعات و امنیت کشور » در صدد برآمدند تا سازمان فوق را عینا شبیه سازمان های سیا و اف .بی .آی بازسازی کنند و در راستای اغراض خود مورد استفاده قرار دهند. اسرائیل پس از حضور در صحنه آموزش و تجهیزات ساواک ساختار آن را به گونه ای مشابه سازمان های اطلاعاتی خود سامان داد. به عبارت دیگر « سازمان اطلاعات و امنیت کشور » طی یک برنامه ریزی منظم و دقیق به شعبه ای از سازمان های جاسوسی اسرائیل تبدیل شد. لذا اسرائیل نیز از فرصت حضور در ایران پهلوی ـ به عنوان یک کشور اسلامی و خصوصا شیعه استفاده کرده از آن به عنوان نیرویی متحد و کارا در پشت سر کشورهای اسلامی بهره مند می شد. استخدام نیرو در دوره های آموزشی به اسرائیل اختصاص نداشت وکشورهای دیگر نیزبه بهانه آموزش سعی می کردند نیروهای مستعد را شناسایی و سپس آنها را به استخدام سازمان مطبوع خویش درآورند. از جمله می توان به عملکرد (سیا) در سال های اولیه تاسیس ساواک و زمان آموزش توسط کارشناسان آمریکایی در ایران اشاره کرد. سیا در این دوره می کوشید روابط نزدیک با ساواک را حفظ کند تا بر فعالیتها و کارآیی ساواک نظارت داشته باشد وبا این هدف تلاشهایی برای به استخدام درآوردن پرسنل ساواک به عضویت سیا انجام می شد.
         
          مطالب ارائه شده به خوبی گویای اهداف ایالات متحده از تاسیس ساواک می باشد. آمریکایی ها با تاسیس ساواک و در ادامه با هدایت آن به سمت اسرائیل به دنبال تامین منافع خود بودند لهذا ترتیباتی را ایجاد نمودند تا با رشد دیکتاتوری محمدرضا پهلوی و حمایتهای همه جانبه از او به عنوان یکی از مزدوران خود در خاورمیانه و از بین بردن آزادی مردم ایران توسط رژیم دیکتاتوری و ظالم پهلوی منافع خود رابیش از پیش تثبیت نمایند و در نمونه ای دیگر از تاریخ معاصر ایران بدخواهی و کینه توزی خود به ملت ایران را به اثبات برسانند.
         
         
          پی نوشت ها:
          [1] - پیترآوری تاریخ معاصر ایران ج 3 ترجمه محمد رفیعی مهرآبادی عطایی چاپ دوم 1371 بخش ضمایم ص 90
          [2] - حسین فردوست ظهور و سقوط سلطنت پهلوی ج 1 تهران انتشارات اطلاعات چاپ اول 1370 صص 417 ـ416 و423
          [3] - :C . I . ACentral Intelligence Agency
          [4] - Federal Bureau of Investigation
          [5] - حسین فردوست ظهور و سقوط سلطنت پهلوی ج 1 تهران انتشارات اطلاعات چاپ اول 1370 ص 494
          [6] - کریستین دلانوآ ساواک ترجمه عبدالحسین نیک شهر طرح نو چاپ اول 1371 ص 222
          [7] - سیاست خارجی امریکا و شاه بنای دولتی دست نشانده در ایران مارک . ج . گازیوروسکی ; ترجمه : فریدون فاطمی نشر مرکز تهران 1371 ص .204
          [8] - ظهور و سقوط سلطنت پهلوی موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی ج 1 ص .445
         
          منبع پایگاه اطلاع رسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم بهمن 1389ساعت 12:15  توسط Author  | 

انقلاب نور

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم بهمن 1389ساعت 12:15  توسط Author  | 

"زنگ انقلاب " در مدارس سراسر كشور طنین‌انداز شد

 "زنگ انقلاب " همزمان با لحظه تاریخی ورود حضرت امام خمینی (ره) به میهن اسلامی در مدارس سراسر كشور طنین‌انداز شد.
         
          به گزارش کمیته ارتباطات و اطلاع رسانی ستاد مرکزی دهه ی فجر انقلاب اسلامی، همزمان با لحظه تاریخی ورود حضرت امام خمینی (ره) به میهن اسلامی در بهمن 57، زنگ "انقلاب " رأس ساعت 9:33 در مدارس سراسر كشور نواخته ‌شد.
         
          بنابراین گزارش زنگ نمادین "انقلاب " دقایقی پیش با حضور وزیر آموزش و پرورش و مسئولان آموزش و پرورش شهر و شهرستان‌های استان تهران در دبستان دخترانه فجر تهران به صدا در آمد.
         
          زنگ "انقلاب " در تمام مدارس كشور با حضور مسئولان آموزش و پرورش و استانی به طور همزمان نواخته شد. این مراسم از جمله برنامه‌های مختلف آموزش و پرورش به مناسبت‌ ایام‌الله دهه فجر برای دانش‌آموزان است.

زنگ انقلاب در سال 1389

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم بهمن 1389ساعت 12:15  توسط Author  |